فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٧٤ - عقايد يزيديه
ظاهرا نسبت اخير ايشان به يزيد براى آنست كه شيخ عدى از خاندان اموى بود.
در عقايد ايشان آمده: خداوند در اوّل كار خود درّ سفيدى را از سر خود به وجود آورد و پرندهاى را خلق كرد كه نامش انقز بود و آن دانۀ درّ سفيد گرانبها را بر پشت آن پرنده گذاشت و چهل هزار سال در آنجا بماند.
پس از آن آغاز به آفريدن هفت فرشته نمود:
پس از آن آغاز به آفريدن هفت فرشته نمود:
روز يكشنبه عزرائيل را خلق كرد و او همان ملك طاووس رئيس همه ملائكه است.
روز دوشنبه دردائيل را خلق كرد كه شيخ حسن است.
روز سه شنبه اسرافيل را خلق نمود و او شيخ شمس الدين مىباشد.
روز چهار شنبه ميكائيل را بيافريد و او شيخ ابو بكر است.
روز پنجشنبه جبرائيل را خلق كرد و او سجادين است.
روز جمعه شنائيل را بيافريد و او ناصر الدين مىباشد.
روز شنبه فرشته هفتم نورائيل را خلق فرمود و او فخر الدين است.
خداوند بعد از خلق اين شيوخ آسمانهاى هفتگانۀ را آفريد و انديشه را خلق كرد و با همان انديشه صورت پرندگان و وحوش را خلق فرمود.
خداوند اراده كرد كه جهان را بيافريند و به فرشتگان اعلام نمود و گفت: من آدم و حوا را خلق مىكنم و بشر را از آنان مىآفرينم و ذريّه آدم بر روى زمين خواهد ماند و ملت طاووس ملك يا ملت «يزيديه» را بعد از آن نگاه مىدارم. خداوند در زمين مقدس بر كوه ليلش تجلى نمود و به جبرائيل امر كرد ذراتى را از اطراف و چهار گوشۀ زمين جمع كند و از آن ذرات عناصر اربعه آب و خاك و آتش را خلق كرد و در آن روح دميد و آدم را از آن خلق كرد و به جبرئيل امر كرد او را داخل فردوس كنند و به او اجازه داد كه از هر چه بخواهد از ميوههاى فردوس تناول كند جز از شجرۀ گندم كه او را از خوردن آن منع كرد.
پس از يكصد سال طاووس ملك از خدا پرسيد كه چگونه نسل بشر آدم زياد مىگردد.
خدا به او گفت: كار بشر و نسل او را به تو واگذار مىكنم. طاووس ملك آمد و از آدم پرسيد آيا از گندم خوردهاى؟
آدم گفت: خدا مرا منع كرده است.
طاووس ملك گفت: بخور چيز خوبى است و براى تو خير دارد.
آدم از آن خورد و شكمش باد كرد. در