فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٠٣ - مرجئه
عقيده باعث شد كه سياست خود را بر سكوت بنا نهند و بگويند: اگر امام يا خليفه مرتكب كبيره شود از ايمان خارج نيست و واجب الاطاعه است و مىتوان در نماز به او اقتدا كرد. طريحى در «مجمع البحرين» مىنويسد كه: «ارجاء» در لغت به معنى تأخير است چنان كه خداى تعالى فرموده: «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّٰهِ. . .» سوره توبه/١٠٧ يعنى تأخيراندازان امر خداوندند.
آنان را «مرجئه» و نسبت به آن را مرجئى مانند (مرجعى) دانستند.
در لغت آمده كه: رجل مرج يعنى شخص تأخيراندازنده مانند: رجل معط يعنى مرد بخشاينده و نيز آنان را به تخفيف مرجيه نيز گفتهاند. آنان گفتند كه: ايمان قول بلا عمل است زيرا ايشان قول را مقدم مىدانستند و عمل را مؤخر و نيز آنان را از اين جهت «مرجئه» ناميدند براى اين كه حكم اهل گناهان كبيره را تا روز قيامت به تأخير اندازند.
در حديث آمده است كه: الشيعة سمّت العامة، المرجئة، يعنى شيعه، سنيان را مرجئه ناميد، زيرا سنيان گمان كردند كه خداوند نصب امام را به تأخير انداخت تا نصب او پس از پيغمبر (ص) بر اختيار امت باشد.
در حديث ديگر «اشاعره» را مرجى و «قدريه» را معتزلى دانستند.
نخستين كسى كه ويژگيهاى سياسى مرجئه آغازين را بيان كرده است خرلوف فانفلوتن Van-Vloten است كه اطلاعات خود را بر شعرى از ثابت بن قطنه نهاده است.
ثابت از شعراى «مرجئه» بود و در عصر بنى اميه مىزيست و از ياران يزيد بن مهلّب سردار بزرگ اموى به شمار مىرفت.
ثابت در عقايد مرجئه قصيدهاى سرود كه ابو الفرج اصفهانى آن را در كتاب «الاغانى» نقل نموده است و اين ابيات از آن چكامه است: يا هند فتسمعى لى ان سيرتنا
ان نعبد اللّه لم نشرك به احدا
نرجو الامور اذا كانت مشبهة
و نصدق القول فى من جار او عندا
لا نسفك الدم الا ان يراد بنا
سفك الدماء طريق واحد جددا
من يتق اللّه فى الدنيا فانّ له
اجرا التقىّ اذا و فىّ الحساب غدا
و ما قضى اللّه من امر فليس له رد
و ما يقض من شيء يكن رشدا
كل الخوارج مخط فى مقالته
و لو تعبد فيما قال و اجتهدا
اما على و عثمان فانهما
شقا العصا و بعين اللّه ما شهدا
يجزى على و عثمان بسعيها
و لست ادرى بحق ايه وردا
يعنى: اى هند از من بشنو كه روش ما