فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٧٢ - كياليه
و خالى است و فرود آن آتش است و فرود آن هوا و پايينتر از آن زمين و فرود آن آب است و اين چهار در مقابل عوالم اربعهاند.
وى گفت: انسان در مقابل آتش و پرندگان در مقابل هوا و حيوان در مقابل زمين و ماهى در مقابل آب است و آب پايينترين مراكز است و حوت (ماهى) پستترين مركبات است.
سپس عالم انسانى را كه يكى از عوامل سهگانه است با آفاق دو عالم اول مقابله كرد و گفت: حواس مركبه پنجاند، سمع در مقابل مكان الاماكن زير آن تهى و در مقابل آسمان است.
بصر در مقابل نفس اعلى از عالم روحانى و در مقابل آن آتش از عالم جسمانى است و در آن مردمك چشم قرار دارد زيرا انسان اختصاص به آتش دارد.
حس شامه در مقابل ناطقه از عالم روحانى و هوا از عالم جسمانى زيرا حس شامه هوا را استشمام مىكند، و حس ذائقه در مقابل حيوان از عالم روحانى و زمين از عالم جسمانى است و حيوان مختص به زمين و چشيدن مختص به حيوان است.
حس لامسه در مقابل عالم انسانى، روحانى و آب، جسمانى و ماهى مختص به آب و لمس مختص به ماهى است و بسا كه از لمس تعبير به كتابت مىكند.
وى گفت: احمد همان الف و حا و ميم و دال است و آن در مقابل دو عالم است كه عالم علوى و روحانى باشد اما در مقابل عالم سفلاى جسمانى الف دلالت بر انسان دارد و حا دلالت بر حيوان و ميم دلالت بر پرنده و دال دلالت بر ماهى دارد امّا الف از حيث استقامت مثل انسان و حاء مثل حيوان زيرا آن كج و باژگونه است و حاء از ابتدا اسم حيوان بود و ميم شبيه به سر پرنده و دال شبيه به دم ماهى است و گفت: بارى تعالى انسان را به شكل احمد آفريد زيرا قامتش مانند الف و دو دست او مثل حاء و شكم وى مانند ميم و دو پاى او مثل دال است.
احمد كيال ميزان را بر دو عالم گذاشته و صراط را بر نفس خويش و گويد بهشت عبارت از وصول به عالم بصائرست و آتش وصول به ضد آن مىباشد. دربارۀ پيغمبران گفت: آنان پيشوايان اهل تقليدند و اهل تقليد كورند امّا قائم پيشواى اهل بصيرت و آنان خردمندانند و بصائر را كه در مقابل آفاق و انفس است در مىيابند.
شهرستانى مىنويسد: گمان مىكنم كه او از امامان مستور بوده و بر سر اين لاطائلات خويش به تهمت بدعت در دين كشته شد.
ظاهرا احمد كيّال بايد تحت تأثير آراى فرق گنوستيكى مسيحى واقع شده باشد.
ملل و نحل، شهرستانى، ص ١٥٤-١٦٠- ١٦٤.
اعتقادات، فخر رازى، ص ٦١.