فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٩٧ - صباحيه
باقر (ع) و امام صادق (ع) روايت مىكرد.
ابن الغضائري نقل كرده كه: وى در حديث «زيدى» بود و در حديث اصحاب ما كه شيعه باشد ضعيف است.
رجال نجاشى، ص ١٤٧.
رجال تفرشى، ص ١٧١.
رجال مامقانى.
خطط مقريزى، ج ٤، ص ١٧٧.
صباحيه
فرقهاى منسوب به مردى به نام ابو الصباح سمرقندى هستند و قايل به قدم آفرينش و خلقت با خداى تعالى مىباشند و گويند: خداوند پيوسته آفريدگان خود را مىبيند و يك چشم بر هم زدن از ديدن ايشان غافل نيست و دشمن خداوند ابليس است و پيوسته به شيطنت مشغول است.
ايشان ذبايح اهل كتاب و نكاح با زنان آنان را «حرام» دانند.
گويند: ابو بكر در كشتن اهل ردّه و اسير كردن آنان خطا كرد و مسلمانان هم در كشتن مالغين صدقه با ابو بكر در گمراهى شريك بودند.
آنان گفتند: چگونه مىتوان قاتل عمّار را ياغى و سركش خواند در حالى كه او بر ايشان خروج كرد يعنى بر اصحاب معاويه و گويند: عثمان مظلوم كشته شد زيرا كشتن كسى جز بدين سه گناه جايز نيست: يا مرتد باشد يا زنا كند و يا كسى را بكشد.
پيروى از هركس را كه ادعاى امامت كند و در كار خود پيروز شود واجب دانند و گويند: على (ع) در جنگ با معاويه خطا كرد.
المنية و الامل، ص ١٢٠.
صباحيه
پيروان حسن صباح، حسن بن على بن محمد بن جعفر بن حسين بن محمد بن محمد بن صباح الحميرى هستند كه او را مؤسس دعوت جديد خوانند. وى در زمان خلافت مستنصر فاطمى از رى به اصفهان رفت و از آنجا به آذربايجان و شام سفر كرد و در سال ٤٧١ به مصر رسيد و يك سال و نيم در آنجا بماند و در زمرۀ كسانى در آمد كه طرفدار خلافت نزار و مخالف خلافت برادرش مستعلى بودند.
عطا ملك جوينى در «تاريخ جهانگشا» مىنويسد: حسن براى ترويج مذهب نزارى به ايران آمد و به قزوين رفت و داعى به قلعه الموت فرستاد.
مردى علوى به نام مهدى از طرف ملكشاه سلجوقى در آنجا حكومت مىكرد.
عدهاى در الموت دعوت حسن را پذيرفتند و علوى را نيز دعوت كردند، او ظاهرا قبول دعوت كرد و پس از آن هر كس كه دعوت را پذيرفته بود به شيب فرستاد و در دژ ببست و گفت: «دژ از آن سلطان