فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٧٠ - شيعه
ايشان است.
دربارۀ معاد و عدل گويند: اعتقاد به اين دو اصل لغو و غير محتاج اليه است، چه اعتقاد به خدا و رسول ضرورتا مستلزم اعتقاد به قرآن و ما فى الكتاب است و از جمله عدل و معاد است. عدل يكى از صفات ثبوتى خداوند است، اگر ما آن را بپذيريم چرا ساير صفات «ثبوتيه» از قبيل: علم، قدرت، حكمت و غيره از اصول دين نباشد.
اصل ركن رابع را حاج محمد كريم خان كرمانى بنا نهاده است و شيخيه آذربايجان به اين اصل اعتقاد ندارند بدان جهت شيخيه كرمان را كه پيرو حاج محمد كريم خان هستند «ركنيه» نيز خوانند.
شيخيه گويند كه: معاد جسمانى وجود ندارد و بعد از انحلال جسم، عنصرى كه باقى مىماند جسم لطيفى است كه به اصطلاح ايشان جسم هورقليايى است. هورقليا كه ظاهرا كلمۀ سريانى است، همان قالب مثالى مىباشد كه اصطلاحات فلسفى شيخ احمد احسايى است.
وى مىگويد: آدمى را دو جسم است، يكى مركب از عناصر زمانى كه به منزله اعراض جسم حقيقى است و آن مانند جامهاى است كه انسان آن را مىپوشد و از تن بيرون مىآورد و آنچه پس از مرگ مىپوسد و از ميان مىرود همين جسم است.
ديگر سرشتى است كه آدمى از آن آفريده شده و زمانى نيست و از عالم هورقليا است و در گور او باقى خواهد ماند و آنچه آدمى در روز رستاخيز به هيأت آن زنده خواهد شد همين جسم مثالى است و ثواب و عقاب اخروى مربوط به همين جسم مىباشد.
هفتاد و دو ملت.
مكتب شيخى از حكمت الهى شيعى.
كتب و رسالات مشايخ شيخيه.
نقطه الكاف.
Shorter Encyclopedia oF Islam,P.٥١٢-٥١٥.
شيعه
شيعه در لغت به معنى پيروان و ياران و تابعان شخص معينى است و چون شيعيان به ولايت حضرت على بن أبي طالب (ع) و به پيروى از مكتب روحانى آن حضرت اعتقاد داشتند از اين جهت ايشان را شيعه على (ع) يعنى پيروان على (ع) گفتهاند، كه بعدها در اثر كثرت استعمال مضاف اليه على (ع) را از آخر آن حذف كردند و معروف به شيعه شدند.
پيش از اين كه از اختلاف شيعه و مخالفان اموى ايشان بعد از قتل عثمان سخن گوئيم، بهتر است به عقب برويم و اختلاف بين بنى هاشم و بنى عبد شمس را در روزگار جاهليت جستجو نمائيم.