فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٢٥ - توحيد الهيه
حيواناتى مانند چهارپايان و درندگان «مسخ» ، و به بدن حيوانات پستتر و گزندگان فسخ، و به نباتات و گياهان و جمادات «رسخ» گويند.
گويند كه در تمام مراتب چهارگانۀ مزبور روح آدمى حسّ برترىجويى و توبه از گناهان خود را فراموش نمىكند چنان كه مىتواند از پستترين مقام حيوانى بر اثر تزكيه نفس و نيكوكارى به بالاترين مقام انسانى عروج نمايد.
ملطى مىنويسد: «تناسخيه» پندارند كه انسان تنها همان روح است و بدن جامهاى است كه او پيوسته مىپوشد و تغيير مىدهد و كثافاتى كه از دهان و بينى و معدۀ انسان و بول و منى و عرق خارج مىشود طاهر و نظيف است و مىتوان آنها را خورد.
گويند: مردى صوفى در سنه ٥٤٥ ه كه منير نام داشت غايط شيخ خود را مىخورد و مىگفت: آن پاك است.
التنبيه و الرد، ص ٢٧ و ٢٨.
ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ٢٨٨.
خلاصه الاديان، ص ٣٠.
دايرة المعارف الاسلاميه، ج ٥، ص ٤٨٦، ٤٨٧.
تنزيليه
همان اهل سنت و جماعتند كه قايل به ظاهر قرآن و تنزيل مىباشند بر خلاف تأويليه كه از فرق شيعه به شمار مىروند و قايل به تأويل قرآن و تقديم على (ع) بن أبي طالب بر ديگر صحابۀ رسول خدا هستند.
مذاهب الاسلاميين، ص ٦٨٩.
توحيد الهيه
«توحيد الهيه» يا آيين اكبريه، اين مذهب منسوب است به ابو الفتح جلال الدين محمد اكبر سومين پادشاه گوركانى هند. مادرش حميده بيگم از نوادگان شيخ احمد جام ژنده پيل و پدرش همايون پسر بابر بود.
اين پادشاه مدت نيم قرن بر سراسر هند حكومت كرد و سياست و دليرى را با تفكر و متانت در هم آميخت.
وى در سال ٩٧٥ هجرى براى نزديكتر كردن دلهاى مردم سرزمين خويش به يكديگر از برهمنان گرفته تا سيكها و صوفيان تا جوكيان، و از بودائيان تا زرتشتيان، و از سنيان تا شيعيان، به منظور برانداختن ريشۀ دشمنيها و اختلافات فرق و اديان كشور پهناور هند، با استفاده از مسائل و اعتقادات مشترك و مورد قبول اديان و مذاهب مختلف، بر اساس صلح كل به راهنمايى بعضى از وزيران و دانشمندان دربار خويش، چون شيخ مبارك تاگورى و دو فرزندش ابو الفيض و ابو الفضل علاّمى و ملا احمد تهتهى (تتوى) و ديگران، مذهبى ابداع كرد و آن را توحيد