تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - تفسير ابيات
كه امروز ترا موجود عالىتر و والاتر نموده است ، دفع علمى آن انكار گذشته ى تست كه امروز را نمى ديدى و حتى بتصور هم درنمياوردى و منكرش مى گشتى . تحول تو در اين جهان كه بايد براى تو دليل نفى انكار باشد به صورت دليلى براى انكار در آمد و اين دارو به جاى شفاى تو بيمارترت ساخت . آخر تو نبايد متوجه باشى كه -
خاك را تصوير اين كار از كجا نطفه را خصمى و انكار از كجا ؟
تو در آن دوران پست جمادى كه نه عقلى داشتى و نه دلى ، تفكر و انكار را منكر بودى ، زيرا درك و فهم نداشتى . از آن هنگام كه در حالت جمادى قدرت پيدا كردى يعنى با تحول تدريجى توانايى درك و انكار را به دست آوردى ، خود همين انكار ، حشر و نشر ترا اثبات مى كند . اگر درست دقت كنى خواهى ديد كه مثل تو شبيه بان شخص است كه حلقه ى درى را زد و صاحب خانه درون خانه صدا كرد كه صاحب خانه در خانه نيست ، بديهى است كه آن شخص كه حلقه در را زده است از همين انكار صاحب خانه مى فهمد كه او در خانه است ، لذا دست از حلقه زدن بر نمى دارد تا در باز شود . بنا بر اين همين انكار تو آشكار مى سازد كه خداى بزرگ از همين جمادات صدها نوع حشر و نشر به وجود مى آورد .
اى منكر بىنوا ، هيچ مى دانى كه چه سازندگىها و تحولات فراوانى بكار رفته است تا آب و گل جامد از هيچ ، قدرت به انكار را زاييده است ؟ آب و گل در حدود خود كه قدرت درك و انكار نداشت گويى انكار را رد مى كرد چنان كه كسى كه خود خبرى را نمى داند وجود آن را نفى مى كند . من مى توانم شرح اين مطلب را با صد طريق بيان كنم ولى مى ترسم خاطر مردم ساده لوح بلغزد .