تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٩ - آيه
روايت
آيا شادى و اندوه دو مرگ بوده و زندگى از ميان دو مرگ عبور مى كند
( اى يحيى ، بگير كتاب آسمانى را با نيروى الهى و ما در كودكى يحيى به او حكم عطا كرديم . ) روايت « الولد سر ابيه » . [١] ( فرزند باز گو كننده يا نمونه راز نهانى پدرش است )
((٣٠٩٢)) از دم غم مى بميرد اين چراغ وز دم شادى بميرد اينت لاغ
((٣٠٩٣)) در ميان اين دو مرگ او زنده است اين مطوّق شكل جاى خنده است
آيا شادى و اندوه دو مرگ بوده و زندگى از ميان دو مرگ عبور مى كند مسلماً مقصود جلال الدين از شادى و اندوه كه باعث مرگ آدمى مى شوند ، پديدهء معمولى آن دو نيست ، زيرا زندگى بشر در صورت بروز معمولى شادى و اندوه به خطر نمى افتد ، بلكه آن غم و شادى مى تواند بزندگى آدمى خاتمه بدهد كه موجب انفجار عميق روانى بوده و آن انفجار پوستهء روانى را كه عبارت است از حيات متلاشى بسازد .
براى توضيح اين مطلب مى گوييم : اگر زندگى را عبارت از يك جويبار زلال بدانيم كه از ميان قوانين طبيعت مى گذرد ، اندوه شبيه به مواد خاكى و سنگى است كه به آن جويبار مى ريزد و شادى مانند اين است كه آتش بسيار قوى در زير جويبار شعله ور شود و آبش را بخار كند و از بين ببرد .
[ البته مسلم است كه اين موضوع بيش از تشبيهات قابل درك براى مطلب مورد بحث ديگر چيزى نيستند ] تأثير شادى و اندوه در روان آدمى مختلف است ، از
[١] حديث بودن جملهء فوق ثابت نشده است . .