تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٤ - تفسير كنت كنزاً مخفياً فاحببت ان اعرف
آيه
روايت
توضيح
اى دريغا گنج را بگذاشتم آب حيوان را به خاك انباشتم
((٢٥٦١)) اى دريغا بود ما را برد باد تا ابد يا حسرتا شد للعباد اى دريغا اى دريغا اى دريغ ماه من پنهان بماند زير ميغ
آيه « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ٥٣ : ٣٩ - ٤٠ » (١) ( و نيست براى انسان جز كار و كوششى كه كرده است و به طور حتم كار و كوشش و نتيجه آن را خواهد ديد ) .
« يا حَسْرَةً عَلَى اَلْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِه يَسْتَهْزِءُونَ ٣٦ : ٣٠ » (٢) ( حسرت و تاسف باد بر اين بندگان [ يا حسرت و دريغ نصيب اين بندگان است ] كه پيامبرى به سوى آنها نمى آيد مگر اين كه به او استهزاء مى كنند ) .
روايت « كنت كنزا مخفيا فأحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » (٣) ( من يك گنج نهانى بودم ، خواستم كه شناخته شوم ، مخلوقات را آفريدم تا شناخته شوم ) .
توضيح - در مجلدات گذشته در بارهء اين حديث از نظر سند و دلالت و جنبهء ادبى مشروحاً بررسى كردهايم مراجعه شود .
(١) سوره النجم ، آيهء ٣٩ . .
(٢) سوره يس ، آيهء ٣٠ . .
(٣) از احاديث قدسى . .