تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - تفسير ابيات
((٩٧٩)) اين عجب قرنى است بر روى زمين پير گشتم من نديدم جنس اين
((٩٨٠)) زين رسالت سنگها چون ناله داشت تا چه خواهد بر گنه كاران گماشت
((٩٨١)) سنگ بىجرم است در معبوديش تو نهاى مضطر كه بنده بوديش
((٩٨٢)) آن كه مضطر اين چنين ترسان شده است تا كه بر مجرم چه ها خواهند بست
((٩٤٨)) برد او را پيش عزّى كاين صنم هست در اخبار غيبى مغتنم
عزى چه بوده است ؟ و بحثى مختصر در باره خدايان و بتها (١) از دورانهاى گذشته گروه هاى زيادى از انسانها بتهايى را از اجناس مختلف پرستيدهاند . حقيقت اين پرستش چه بوده است ؟ به نظر مى رسد كه تحقيقات لازم و كافى در بارهء آن صورت نگرفته و اين مسئله تقريبا بشكل سطحى مورد توجه
(١) عزى نام بزرگترين بت قريش . اساف و نائله ( قريش و خزاعه ) سواع ( بنى لحيان ) ود ( قبيله كلب ) يعوق ( مردم خيوان ) نسر ( حمير ) مناة ( همه اعراب مخصوصاً اوس و خزرج ) اللات ( بنو عتاب بن مالك ) هبل ( قريش ) مناف ( قريش ) ذو الخلصه ( خثعم و بجيلة و ازد السراة ) ذو الكفين ( دوس ) ذو الشرى ( بنى حارث بن يشكر ) اقيصر ( قضاعه و لخم و جذام و عامله و غطفان ) سعير ( عنزة ) عميانس ( خولان ) يغوث ( مذحج ) القس ( طى ) يعبوب ( جديلهء طى ) باجر ( ازد ) الاشهل ( بنو عبد الاشهل ) اوال ( بكر و تغلب فرزندان وائل ) بعل ( گروهى از . ) بعيم ، بلج ، جبت ، جبهه ، جويش ، جلسد ، ( بعضى از اعراب ) جهار ( هوازن ) دار ( بنى عبد الدار ) دوار ( گروهى از اعراب ) ذو الرجل ( بعضى از عرب حجاز ) شارق ( گروهى از اعراب ) الشمس ( گروهى از قريش ) صدا ( قوم عاد ) صمودا ( قوم عاد ) ضمار ( عباس بن مرداس سلمى ) ضيزن ( منذر ) عبعب ( قضاعه ) عوض ( بكر بن وائل ) عوف ( گروهى از اعراب ) كثرى ( جديس و طسم ) كسعه ( گروهى از اعراب ) محرق ( بكر بن وائل ) مدان ( گروهى از بنى الحرث ) مرحب ( گروهى از اعراب ) هبا ( قوم عاد ) ياليل ( گروهى از اعراب ) .