تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - آيه
((١٧٨١)) از رهى كه انس از آن آگاه نيست ز ان كه زين محسوس و زين اشباه نيست
((١٧٨٢)) در ميان ناقدان زرقى متن با محك اى قلب دون لافى مزن
((١٧٨٣)) مر محك را ره بود در نقد و قلب كه خدايش كرد امير جسم و قلب
((١٧٨٤)) چون شياطين با غليظىهاى خويش واقفند از سرّ ما و فكر و كيش
((١٧٨٥)) مسلكى دارند دزديده درون ما ز دزدىهاى ايشان سر نگون
((١٧٨٦)) دم بدم خبط و زيانى مى كنند صاحب نقب و شكاف و روزنند
((١٧٨٧)) پس چرا جانهاى روشن در جهان بىخبر باشند از حال نهان ؟
((١٧٨٨)) در سرايت كمتر از ديوان شدند روحها كه خيمه بر گردون زدند ؟
((١٧٨٩)) ديو دزدانه سوى گردون رود از شهاب او محرق و مطعون شود
((١٧٩٠)) سر نگون از چرخ زير افتد چنان كه شقى در جنگ از زخم سنان
((١٧٩١)) آن ز رشك روحهاى دل پسند از فلكشان سر نگون مى افكند
((١٧٩٢)) تو اگر شلَّى و لنگ و كور و كر اين گمان بر روحهاى مه مبر
((١٧٩٣)) شرم دار و لاف كم زن جان مكن كه بسى جاسوس هست آن سوى تن
آيه « يا عِبادِيَ اَلَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ٢٩ : ٥٦ . » (١) ( اى بندگان من كه ايمان آوردهايد ، به تحقيق عرصه زمين من پهناور است ، تنها مرا بپرستيد ) .
« إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ . فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ٥٤ : ٥٤ - ٥٥ . » (٢) ( مردم با تقوى در باغها و چشمه سارها ، در جايگاه صدق و صفا نزد خداوند توانا ) .
(١) سوره العنكبوت ، آيهء ٥٦ . .
(٢) سوره القمر ، آيهء ٥٤ و ٥٥ . .