تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - افزايش اثر دليل افزايش ذات و كاهش اثر دليل كاهش ذات نيست
را مى تواند به صورت عبادت در آورد .
ارتباطشان با جهان طبيعت ، ارتباط با جلوه گاه مشيت الهى و علائقشان به انسانهاى راهرو ، ارتباطى با شعاع الهى در روى كرهء خاكى است ، نوع دوم - تابش غرايز حيوانى انسان بر پديده ها و حقائق دنيا است ، يعنى اگر زر و زيور و نمودهاى دنيا را كه جلو چشمان آدمى مطرح است ، نفس يا غرايز مهار نشده حيوانى او روشن بسازد ، يعنى نفس حيوانى روى آن نمودها بتابد ، مانند خورشيدى است كه روى برف بتابد : هم ديد انسانى را مختل مى سازد و هم از راه رفتنش باز مى دارد .
تشبيه جلال الدين در اين مورد بسيار عالى است ، ولى با نظر به ابيات گذشته و ساير مباحث مثنوى مى بايست تفكيكى را كه ما به طور اختصار بيان كرديم ، متذكر مى گشت .
((١٦٦٤)) نور از آن خوردن نشد افزون و بيش بل همان سان است كاو بودست پيش
((١٦٦٥)) در اثر افزودن شد و در ذات نى ذات را افزونى و آفات نى
((١٦٦٦)) حق ز ايجاد جهان افزون نشد آن چه اول آن نبود اكنون نشد
((١٦٦٧)) ليك افزون گشت اثر ز ايجاد خلق در ميان اين و افزونى است فرق
افزايش اثر دليل افزايش ذات و كاهش اثر دليل كاهش ذات نيست مضمون ابيات فوق مسئله بسيار با اهميتى را از نظر جهان بينى الهى مطرح كرده و با بيان يك مثال مسئله را ختم مى كند . براى توضيح مضمون مى گوييم : در عالم جسمانيات كه همواره بعد و ثقل و اندازه و ساير شئون كميت حكمفرما است ، به طور ضرورى به وسيلهء عوامل مناسب در معرض افزايش و كاهش است .
وقتى كه انرژى مصرف مى شود كاهش مى يابد ، نيمى از صفحهء كاغذ مى سوزد ،