تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - انسان در اين دنيا جان كنىها مى كند و باريك كاريها راه مى اندازد ولى در انديشهء دنياى ديگرى كه اين دنيا بدون آن قابل تفسير نيست ، نمى باشد
احمق هم نابود شود تا بگويد : هدف زندگى عبارت است از اين كه بايد زندگى كنيم تا بيمار شويم و پزشكان راه و چارهء بهبودى ما را پيدا كنند و بس . مزخرف تر از اين سخن جايى پيدا نمى شود كه بگوئيم زندگى هدفى جز اين ندارد كه سر از خاك برداريم و به صورت اسپرها و اوولهاى تورم يافته در روى كرهء خاكى به پيكار با هم برخيزيم و براى نابود ساختن يكديگر اسلحهء اتمى اختراع كنيم ما بايد در موضوع كار و كوشش و جان كنىها و باريك كارىهاى علمى و صنعتى سه موضوع زير را فراموش نكنيم :
وسيلهء زندگى و شئون زندگى و هدف زندگى اگر شوخىها و تازه پرستىهايى را كه تنها براى به دست آوردن شهرت و جلب توجه مردم گفته مى شوند ، كنار بگذاريم و متن حيات انسانها را مورد تحقيق و كاوش قرار بدهيم ، خواهيم ديد : حيات آدمى چه ما بخواهيم و چه نخواهيم سه موضوع اساسى را در بر دارد .
يك - وسيلهء زندگى - هر چيزى كه در حفظ و ادامهء زندگى دخالتى داشته باشد آن چيز وسيلهء زندگى است ، خوراكىها و آشاميدنىها و پوشاكها و موضوع مربوط به مسكن از اين قبيلاند .
حيات بدون اينگونه وسايل رو به نابودى مى رود ، همچنين مبارزه با عوامل مضر طبيعت كه پيرامون انسانى را فرا گرفته است .
دو - شئون زندگى - عبارت است از نمودها و جلوه هاى آن . اين نمودها و جلوه ها بر دو نوع اساسى تقسيم مى شوند :
الف - نمودها و جلوه هاى مربوط به ماهيت خود حيات مانند احساس و درك لذت و الم و تحرك و كاوش و فعاليت غرايز و هدف گيرى و انتخاب وسيله براى هدفهاى منظور .
ب - نمودها و جلوه هايى است كه از متن خود حيات بر نمى آيد ، بلكه ناشى