تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - ٣ - فهم و وهم و انديشه و ساير پديده هاى روانى ما هم امواج است
٣ - فهم و وهم و انديشه و ساير پديده هاى روانى ما هم امواج است
موج خاكى فكر و وهم و فهم ماست موج آبى صحو و سكر است و فناست [١] چون ز دانش موج انديشه بتاخت از سخن و آواز او صورت بساخت [٢] حسها و عقلهاشان در درون موج در موج لدينا محضرون [٣] موج لشكرهاى احوالت ببين هر يكى با ديگرى در جنگ و كين [٤] موجهاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بُد درياى نوح [٥] در بلندى كوه فكرت كم نگر كه يكى موجش كند زير و زبر [٦]
جلال الدين در اين ابيات موج را در پديده هاى فوق العادهء مهم بكار برده است . در بيت شمارهء ١ مسئلهاى را مطرح كرده است كه واقعا جالب به نظر مى رسد ، زيرا با نظر به روش مكتبى بعضى از متفكرين قرون اخير كه مى گويند : همه ى پديده هاى شگفت انگيز درون آدمى جلوهاى از ماده است و چيزى جز ماده و شئون دقيق و ظريفش در درون انسانى وجود ندارد ، اهميت مضمون بيت شماره ١ به خوبى معلوم مى شود . گويى جلال الدين به هوا داران اين مكتب مى گويد : اين مطلب صحيح است و جاى ترديد نيست كه اين همه تفكر و تخيل و و هم و تداعى معانى و تجسيمات جلوه يا امواجى از ماده و فعاليتهاى دقيق آن است ، ولى شما چرا به همين جلوه و موج ابتدايى قناعت مى ورزيد ؟ با اين كه شما مى بينيد درون آدمى مى تواند با بكار انداختن عقل و وجدان بموج والاترى دست بيابد كه از خود هشيارى ( صحو )
[١] دفتر اول ، ص ١٤ ب ١٦ . .
[٢] دفتر اول ، ص ٢٥ ب ٥١ . .
[٣] دفتر اول ، ص ٧١ ، ب ٥٩ . .
[٤] دفتر ششم ، ص ٣٥٢ ب ٥٥ . .
[٥] دفتر ششم ، ص ٣٨٣ ب ٧٣ . .
[٦] دفتر چهارم ، ص ٢٧٠ ب ٥ . .