تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - تفسير ابيات
جَمِيعاً وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا اَلنَّاسَ جَمِيعاً ٥ : ٣٢ » [١] ( كسى كه انسانى را بدون عنوان قصاص يا به جهت فساد در روى زمين بكشد مانند اين است كه همه مردم را كشته است ، و اگر كسى را احيا كند مانند اين است كه همه مردم را احيا نموده است ) .
نتيجهء آن از حدود مقدارهاى كمى بالاتر است . ولى نبايد فراموش كنيم كه نتايج و كيفرهاى معاصى هم گاهى از حدود كمى بالاتر رفته ، يك عمل ناچيز كه از روى شقاوت واقعى صادر شود ممكن است به سقوط ابدى انسان منتهى گردد . بنا بر اين پاداش و كيفرهايى كه در بارهء اعمال نيك و بد مقرر شده است ، مقتضاى آن اعمال را فى نفسه مطرح مى كند ، لذا اختلاط و درهم آميختن آن اعمال را در طول عمر انسانى نبايد از نظر دور بداريم كه به اصطلاح موجب كسر و تعديل مى گردد .
تفسير ابيات خداوند متعال بدان جهت به پيامبر خود مزمل ( پيچيده در لباس ) خطاب كرد كه باو بفهماند كه اى فرارى از جامعه كثيف و پيچيده در گليم ، سر زير گليم مبر و روى خود را از جهانيان مپوش ، زيرا اين دنيا مانند جسم سر گردان و تو هوش واقع ياب اين جهان هستى .
تو از ننگ مدعيان نگون بخت خود را پنهان مساز ، زيرا تو از شمع فروزان وحى برخوردار هستى .
هنگام شب برخيز كه تو مانند شمع روشنى بخشى و شمع شب تا سحر ايستاده و فروزان است . برخيز كه -
بىفروغت روز روشن هم شب است بىپناهت شير اسير ارنب است [٢]
برخيز و -
باش كشتيبان درين بحر صفا كه تو نوح ثانيى اى مصطفى
[١] سوره المائدة ، آيهء ٣٥ . .
[٢] ارنب خرگوش . .