تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - نتيجهء با اهميتى كه از بحث بتها و خدايان گرفته مى شود
بديهى است كه روسو يك مرد مسيحى بوده و اعتقادى به خدايان نداشته است ، لذا مقصودش از خدايان همان معنى است كه متذكر شديم ، يعنى انسانهايى كه جنبهء ما وراى طبيعى دارند و ما در اصطلاح به آنان پيامبران مى گوييم .
ه - يك مسئله ديگر كه باز دلالت دارد باين كه موضوع خدايان به عنوان مبادى اولى و موجودات نمونه و وسايل ما وراى طبيعى بوده است ، ترتيبى است كه در مراتب خدايان مصر باستانى ديده مى شود . مثلًا امون رع به عنوان آفتاب مخفى خدايى است كه مرزى براى معبود سيستم دهندهء هستى است و مرتبه ى اين خدا در ميان خدايان پس از پتاح است كه ايجاد كنندهء كائنات است . » [١] « در آبادى قوصبيه معبودى به نام معا مورد احترام بوده است و چنين اعتقاد مى كردند كه معا در روز رستاخيز مردگان را به محضر حكم خواهد برد . » [٢] « شهر آبىصير معبودى به نام اذوديس داشته است اين معبود مقدسى است كه به وضع و احوال ارواح حكومت مى كند و پس از مرگ همراه انسان است تا او را به بارگاه رب اعلا رهنمون شود . » [٣] در مأخذ گذشته ص ١٨ در بارهء معبودها يك تعريف كلى مى نمايد ، بدين قرار :
« پتاح رمزى است براى نشان دادن قدرت الهى كه هستى را آفريده است .
رع عنصر آتش . شو عنصر هوا . سب عنصر خاك . ازوريس عنصر آب . حور رمزى است براى زمان آينده برع آفتاب و اوزيرس براى مردگان . مصريان باستانى اين معبودها را شاهان حقيقى مى دانستند و براى آنان نامها و القاب مى گذاشتند . » نتيجهء با اهميتى كه از بحث بتها و خدايان گرفته مى شود مسائلى را كه در مبحث گذشته در بارهء بتها و خدايان مطرح كرديم براى
[١] العقد الثمين ، احمد افندى كمال ، ص ١٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٦ . .