تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - ٩ - اين همه تكثرات كه در افراد انسانهاى رشد يافته مى بينيد حقيقت واحدى هستند كه موج هستى آنان را متكثر مى نمايد
است ، امكان ندارد كه آن قدر تنزل كند كه به صورت خس و خاشاك در آيد . و بهرحال تشبيهات فوق به نظر صحيح نمى آيد .
٩ - اين همه تكثرات كه در افراد انسانهاى رشد يافته مى بينيد حقيقت واحدى هستند كه موج هستى آنان را متكثر مى نمايد
بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان تفرقه در روح حيوانى بود نفس واحد روح انسانى بود چون كه حق رشّ عليهم نوره مفترق هرگز نگردد نور او روح انسانى كنفس واحده است روح حيوانى سفال جامده است [١]
از دو لحاظ مى توان اتحاد ارواح مردم با ايمان را منظور نمود :
يك - اتحاد پيش از ورود به جهان هستى ، گروهى از متفكرين را عقيده همين است كه با نظر ببعضى از منابع حديثى مطرح كردهاند ، اگر اين احاديث از نظر سند صحيح باشد بايد به طور منطقى قابل قبول تفسير و توجيه گردد ، زيرا ايمان كه حد اعلاى رشد روحى آدمى است از محصولات تكاپو در اين جهان است . حتى خود جلال الدين هم درجات كمال را محصول همين جهان مى داند ، آن جا كه مى گويد :
از جمادى مُردم و نامى شدم از نما مُردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملايك بال و پر از ملك هم بايدم جستن ز جو كل شىء هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آن چه آن در وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انّا إليه راجعون
اگر چه گاهى هم اتحاد عمومى ارواح اعم از مؤمن و كافر را پيش از خلقت دانسته و اختلافات را ناشى از ورود به جهان طبيعت مى داند و مى گويد :
[١] دفتر دوم ، ص ٨٢ ب ١٢ تا ١٥ . .