تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - انسان عادت كرده است كه رويدادهاى جهان هستى را در حال ارتباط با يكديگر به بيند و قوانين را از آنها انتزاع كند و در زندگانى مادى و معنوى بكار ببندد ، ولى دست يافتن به حقيقت جهان هستى به اين آسانىها هم نيست كه ما گمان مى كنيم
دوم - انديشه كه به وسيلهء آن ، پس از انتخاب محسوسات خارجى بتوسط حواس به تنظيم ادراك عقلى مى پردازيم ، ما در هيچ حال نمى توانيم تنها تجزيه را يگانه وسيلهء معلومات خود قرار بدهيم ، زيرا تجزيه ما را تنها با پديدهء خارجى محسوس آشنا مى سازد ، ولى آن قاعدهء كلى را كه بتواند اثبات كند كه بايستى اين پديدهء خارجى چنين باشد و نمى تواند چنان باشد بما نمى آموزد . پس تجربه ما را به حقايق كلى نمى رساند ، در صورتى كه عقل با وضع مخصوصى اصرار دارد كه به درك آن حقايق نائل گردد . پس آن مقدار كه تجربه عقل را بيدار مى كند به آن مقدار عقل را قانع نمى سازد . » [١] با در نظر گرفتن اين كه كانت سر دستهء فلاسفه ى مكتب اگنوستىسيسم است ، و معتقد است كه واقعيت اشياء آن چنان كه هست به ما روشن نخواهد گشت ، با اين حال تشنگى عقل آدمى را به دريافت اين كه چرا فلان پديده در جريان خود آن راه معين را انتخاب مى كند ، نه راه ديگر را ، به خوبى در مى يابد .
شارل ريشه : - نقص حواس ما بقدرى است كه حقيقت وجود از آنها فرار مى كند . . . اگر از معارف يك بربرى و يا يك كشاورز مصرى و يا دهاتى روسى در بارهء قواى طبيعت بپرسيم ، خواهيم ديد كه به مقدار يك دهم نوشته هاى ابتدايى هم نمى دانند و براى من واضح است كه دانشمندان اين عصر در مقابل دانشمندان قرون آينده ، مانند يك دهاتى در مقابل استاد دانشگاه فرانسه خواهد بود . » [٢] درست دقت كنيد ، مى گويد : حقيقت وجود از حواس ما فرار مى كند ، آيا فرار حقيقت وجود را از حواس ما بچيزى جز باين معنا مى توان تفسير كرد كه پديده هاى جاريه را مى بينيم ، ولى نمى دانيم چرا در آن جريان بالخصوص قرار گرفته است ؟ آيا اگر هم معناى ديگرى مانند يكى از بازيگرىهاى چهارگانه منظور ريشه بوده باشد ، باز
[١] قصه الفلسفة الحديثة ، ص ٢٧٢ . .
[٢] پديده هاى روانى ، شارل ريشه ، نقل از على اطلال مذهب المادى ، ج ١ ، ص ١٣٠ و ١٣١ . .