تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٣ - آيا قضاوت مطابق واقعيات امكان پذير است ؟ و آيا موضوعى را كه جلال الدين در بارهء پيامبر مطرح كرده است با قضاوت قاضيان قابل مقايسه مى باشد ؟
((٢١٧٩)) از عدم چون عقل زيبا رو نمود خلعتش داد و هزاران عز فزود عقل چون از عالم غيبى گشاد رفعت افزود و هزاران نام داد
((٢١٨٠)) كمترين ز ان نامهاى خوش نفس اين كه نبود هيچ او محتاج كس
((٢١٨١)) گر به صورت وانمايد عقل رو تيره باشد روز پيش نور او
((٢١٨٢)) ور مثالى احمقى پيدا شود ظلمت شب پيش او روشن بود
((٢١٨٣)) كاو ز شب مظلمتر و تارىتر است ليك خفاش شقى مظلم خر است
((٢١٨٤)) اندك اندك خوى كن با نور روز ور نه خفاشى بمانى بىفروز
((٢١٨٥)) عاشق هر جا شكال و مشكلى است دشمن هر جا چراغ مُقبلى است
((٢١٨٦)) ظلمت اشكال ز ان جويد دلش تا كه افزونتر نمايد حاصلش
((٢١٨٧)) تا تو را مشغول آن مشكل كند وز نهاد زشت خود غافل كند
((٢١٧٤)) ما كه باطن بين جمله كشوريم دل ببينيم و به ظاهر ننگريم
((٢١٧٥)) قاضيانى كه به ظاهر مى تنند حكم بر اشكال ظاهر مى كنند
آيا قضاوت مطابق واقعيات امكان پذير است ؟ و آيا موضوعى را كه جلال الدين در بارهء پيامبر مطرح كرده است با قضاوت قاضيان قابل مقايسه مى باشد ؟
پاسخ هر دو سؤال به طور قطع منفى است . اما اين كه قضاوت مطابق واقعيات امكان پذير نيست ، دليلش اين است كه قاضى نهايت مزيتى را كه دارد اين است كه علمى به دست آورده و به قوانين مطلع گشته و عدالت را هم كه شرط قضاوت است ، حيازت نموده است ، اين مزيت محدوديت انديشهء او را مرتفع نمى سازد و اشتباه و خطاى او را هم منتفى نمى كند ، او بشر رشد يافته ايست در قلمرو معين و به هيچ وجه از جهل و اشتباه معصوم نخواهد بود و به همين جهت است كه در تمام تاريخ ملل مقامات قضايى هرگز وصول به واقعيات را متعهد نشدهاند بلكه آن چه را كه به عهده گرفتهاند ، نهايت