تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٣ - پديدهء خواب و رويا دامنهء بيدارى آدميان معمولى است ، براى دريافت ارزش خواب يك انسان نخست بايد ديد بيداريش چيست ؟
درختى را كه كرم محقرى در آن زندگى مى كند . اگر چه مثالى را كه جلال الدين براى استشهاد به نظريهء خود آورده است شبيه به عوامل خارجى و موقت شخصيت است ، زيرا هندوستان محيط خارج از شخصيت فيل است ولى لحن كلامش مى رساند كه مى خواهد زمينهء ثابت تشابه خواب به بيدارى را گوشزد نمايد ، به هر حال مى توان گفت : هر چه كه سطوح مختلف شخصيت آدمى در بر دارد ، چنان كه در بيدارى حيات او را توجيه و تفسير مى كند ، همچنان ريشه هايى در خواب انسان مى دواند .
مسئلهء بسيار مهمى كه در اينجا وجود دارد اين است كه شخصيتهاى تقويت يافته كه در بهره بردارى از جهان خارجى از مبادى و اصول عالىتر بمرحلهء والايى رسيدهاند ، از نظر طبيعى داراى حالت اشباع شدهاى هستند كه بندرت خواب مى بينند ، اين پديده دليل آن است كه خوابهاى طبيعى ناشى از اشباع نشدن فعاليتهاى ذهنى در عالم بيدارى است .
اما نوعى ديگر از خواب وجود دارد كه يا بايد بگوييم جنبهء ما وراى طبيعى خالص دارد و يا اين كه از عميقترين سطوح شخصيت سرچشمه مى گيرد و حتى در تكامل يافته ترين و اشباع شده ترين شخصيتها نيز بروز مى كند .
مانند خوابهاى اولياء الله كه روح آنان از وازدگىها و به اصطلاح روان شناسى جوع حسى عبور كرده و هستى را كه نقش و نگار پر معنايى دارد ، در پشت سر گذاشته و معنا را دريافتهاند ، خوابهاى پيامبران و بعضى از اشخاص است كه به طور معدود خوابهاى موافق واقع مى بينند و مانند بارقه هاى اكتشافى مخترعين در بيدارى است .
ولى چنان كه بارقه هاى اكتشافى به سطوح شخصيت طبيعى انسانها مربوط نيست ، همچنين خوابهاى مورد بحث . با اين حال همان قاعدهء تعادل خواب و بيدارى به جهت آن كه زمينهء كلى آن سطوح شخصيت آدمى است ، در همه جا جريان دارد -