تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - تفسير ابيات
را كه در بيرون مى بينى اثر ، اثر اوست . آن همه باغها و سبزه ها از جان آدمى است كه سر ميكشد و در آب روان هستى منعكس مى شود ، اين كه در آب مى بينى عكس لطف باغها و ميوه هايى است كه در قلب آدمى مى رويد . مگر نمى دانى كه خداوند دنيا را دار الغرور معرفى فرموده است ، علتى جز اين ندارد كه آن چه در عالم خارج ديده مى شود ، عكسى از جريانات دل آدمى است -
اين غرور آن است يعنى اين خيال هست از عكس دل و جان رجال
همهء مردم معمولى فريب اين پديده هاى منعكس در خارج را خورده و گمان مى كنند كه جنتكده حقيقى جهان طبيعت خارجى است ، با اين فريب و گمان -
مى گريزند از اصول باغها بر خيالى مى كنند آن لاغها
اما روزى فرا خواهد رسيد كه از خواب غفلت سر بردارند و واقعيتها را آن چنان كه هست دريابند ، ولى اين نظر و دريافت كه در پايان كار نصيبشان خواهد گشت سودى نخواهد داشت . از همين غلط انديشى و خطا كارى است كه اگر گوش هوش به گورستان فرا دهى نعرهء وا حسرتاى آن در خاك رفتگان را كه روز رستاخيز طنين انداز است ، خواهى شنيد .
اى خنك آن را كه پيش از مرگ مرد يعنى او از اصل اين رز بوى برد