تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - تفسير ابيات
عرصهء ارض الله واسعه چه معنا دارد اصل ارض الله كه بسى پهناور است ، قلب عارفان است كه لا مكانى بوده و بالا و پايين ندارد ، اگر خوشهاى از باغهاى الهى نرويد معنايى براى پهناورى ارض الله صحيح نخواهد بود .
اين زمينهاى رو به فنا بدون كشت و محصول نيست ، چگونه بىكشت و محصول خواهد بود آن ارض الله كه بسى پهناور و شايستهء كشت است . كشت و محصول ارض الله را حد و شمارشى وجود ندارد ، كمترين عظمتش اين است كه اگر يك دانه در آن زمين كشته شود هفت صد دانه محصول مى دهد .
تو مى گويى من حمد گفتهام ، كو نشان ستايشگرى تو ؟ ما اين نشان را نه در درونت مى بينيم و نه در بيرونت - ستايش مردان عارف ستايش راستين است كه تمام اعضايش گواه ستايشگرى او است ، زيرا كه خود را از چاه تاريك جسمش بيرون كشيده و از قعر زندان دنيا او را نجات داده است .
اطلس تقوا و نور مؤتلف آيت حمد است او را بر كتف
اين عارفان از جهان عاريتى رهيده و در گلزارها و چشمه سارهاى دائم الجريان آرميدهاند . آنان روى تخت درون عالى همتشان مقام و رتبتى به دست آوردهاند .
مقعد صدقى كه صديقان در او جمله سر سبزند و شاد و خنده رو حمدشان چون حمد گلشن از بهار صد نشانى دارد و صد گير و دار
گلشن از فضل بهار چشمه و نخل و گلستان و نگارستان و از هر طرف ديگر شواهدى دارد ، تو اى كهنه پوش بىنوا . نفسهايى را كه از دهانت بيرون مى آورى ، بوى سير بد آنها را آلوده ساخته و اندوه و نكبت ، اى لافزن بد بخت از سر و رويت مى ريزد .
در معركهء زندگى بوشناسان ماهر فراوانند ، تو با زيركى و تحمل و خود دارى هاى هو و گزاف گويى راه ميانداز .
تو از مشگ و عنبر لاف مزن ، زيرا بوى پياز رازت را فاش مى سازد . دل آدمى