تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٢ - مشورت كردن فرعون با آسيه در ايمان آوردن به موسى عليه السلام
مى كند و موجب دگرگونى آن مى گردد . مسلم است كه اين عوامل از نظر شدت و ضعف بسيار مختلف مى باشند .
عاملى وجود دارد كه مانند نسيمى از سطح مجاور طبيعت روان عبور مى كند و اثر خوشى يا ناخوشى سطحى و موقت در آن به وجود مى آورد و براه خود مى رود .
عامل درون ذاتى - با نظر بهمهء جوانب انفجارهاى روانى عامل درون ذاتى خيلى با اهميتتر از عامل برون ذاتى است ، زيرا - شدت و ضعف تأثير عوامل برون ذاتى تنها با درون ذات شخصى انسانها قابل سنجش مى باشد ، زيرا بديهى است كه يك حادثهء معين آثار گوناگون هم از نظر كيفيت و هم از نظر كميت در روانهاى متنوع به وجود مى آورد .
مثلًا مرگ پدر يا مادر براى كسى كه تنفر از آنها دارد ، يك حادثهء بىطرف و يا موجب خوشحالى مى شود و در صورت وجود محبت ميان آن دو و فرزند ، بدان جهت كه محبت و عاطفه داراى مراتب مختلف است ، لذا انعكاسات مختلف در فرزندان ايجاد مى كند .
براى اشخاص ديگر ممكن است تنها مرگ را ياد آورى كند . براى دشمنانش باعث خوشوقتى و بعضى اوقات عامل پيروزى مى گردد .
براى عالم تشريح وسيلهء تشريح مى شود . . . همچنين است تأثير احترامها و توهينها و شكستها و پيروزىها و ساير مزاياى مثبت و ضربه هاى منفى كننده حيات ، بايستى با در نظر گرفتن عامل درونى منظور گردد . حتى در بارهء يك فرد ، رويدادى در زمان و شرايط معين تأثيرى دارد كه در غير آن زمان و شرايط به وجود نمى آيد .
لذا عوامل انفجار روانى از آن جهت كه با روانهاى مختلف انسانى سر و كار دارند ، هيچ ضابطه و قانونى در درجه بندى و تعيين كيفيت آنها وجود ندارد .
تنها اين موضوع براى ما روشن است كه هر اندازه كه شخصيت يك انسان تمام سطوح خود را به طور مستقيم در مقابل عامل انفجار قرار بدهد . انفجار شديدتر و دگرگونى همه جانبه تر خواهد بود .