تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٣ - دلايل حدوث عالم هستى به طور اختصار
دو جهان مقدار معين و محدوديست ، وجود دارد .
اگر وضع غير از اين بود ، آثار مربوط به جاذبه مواد پراكنده و فوق العادهء دور از هم هستى چنين جهانى را كه ما در آن زندگى مى كنيم ، نوعا غير ممكن مى ساخت ، بنا بر اين مادر قبول اين نظر كه مقدار معينى الكترون و پروتون جهان مادى ما را تشكيل مى دهد محق و ناچاريم .
ادراك كرانه و يا ساحلى براى اقيانوس فضا بلا شك غير ممكن به نظر مى رسد لذا فكر مى شد كه مكان بايستى بلا انتها و نامحدود باشد .
اين طرز تفكر مبتنى بر تصور اقليدوسى جهان بود كه در آن خط مستقيم معنى و مفهوم خاصى دارد اما هندسه غير اقليدسى امكانات ديگرى را نشان داد . . . كليهء حقايق معلوم با محدود بودن جهان سازگار است . . . فرضيه ى محدود بودن جهان امكان منطقى زيادى دارد . . . حتى مى توان از اين هم پا را فراتر گذاشت و گفت كه جهان محدود ، بقوانينى كه در محيط دنياى معلوم صادقند بهتر مى خورد و بيشتر برازنده است تا جهان نامحدود و اگر بخواهيم اين قوانين با تصور جهان نامحدود سازگار باشد بناچار مقدارى تغيير و تبديلات مهمل و بىمعنى در مورد آنها بايستى معمول باشد . . . » [١] برتراند راسل « فضا داراى اندازهاى محدود است ، ولى در عين حال هيچ حد معينى ندارد . . . اين فضاى سه بعدى به خود محدود كه ظاهراً حد و مرزى ندارد ، ولى مطلقا محدود و بىپايان هم نيست . » [٢] ژرژ گاموف
[١] مفهوم نسبيت اينشتين ، به قلم برتراند راسل ، ترجمه طلوعى ، ص ١٧٥ - ١٨٠ . .
[٢] يك ، دو ، سه ، بىنهايت ، ژرژ گاموف ، ترجمه احمد بىرشك ، ص ٥٧ . .