تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - در تفسير اين حديث نبوى صلى الله عليه و آله كه ان الله تعالى خلق الملائكة و ركب فيهم العقل و خلق البهائم و ركب فيها الشهوة و خلق بني آدم و ركب فيهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله على شهوته فهو اعلى من الملائكة و من غلب شهوته على عقله فهو ادنى من البهائم
در تفسير اين حديث نبوى صلى الله عليه و آله كه ان الله تعالى خلق الملائكة و ركب فيهم العقل و خلق البهائم و ركب فيها الشهوة و خلق بني آدم و ركب فيهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله على شهوته فهو اعلى من الملائكة و من غلب شهوته على عقله فهو ادنى من البهائم
((١٤٩٧)) در حديث آمد كه يزدان مجيد خلق عالم را سه گونه آفريد
((١٤٩٨)) يك گره را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجود
((١٤٩٩)) نيست اندر عنصرش حرص و هوا نور مطلق زنده از عشق خدا
((١٥٠٠)) يك گروه ديگر از دانش تهى همچو حيوان از علف در فربهى
((١٥٠١)) او نبيند جز كه اصطبل و علف از شقاوت غافل است و از شرف
((١٥٠٢)) اين سوم هست آدمى زاد بشر از فرشته نيمى و نيمى و ز خر
((١٥٠٣)) نيم خر خود مايل سفلى بود نيم ديگر مايل علوى شود تا كدامين غالب آيد در نبرد زين دوگانه تا كدامين برد نرد عقل اگر غالب شود بس كمتر است از بهايم اين بشر ز ان كابتر است
((١٥٠٤)) آن دو قوم آسوده از جنگ و حراب وين بشر با دو مخالف در عذاب
((١٥٠٥)) وين بشر هم ز امتحان قسمت شدند آدمى شكلند و سه امت شدند
((١٥٠٦)) يك گره مستغرق مطلق شده هم چو عيسى با ملك ملحق شده
((١٥٠٧)) نقش آدم ليك معنى جبرئيل رسته از خشم و هوا و قال و قيل
((١٥٠٨)) از رياضت رسته و زهد و جهاد گوييا كز آدمى او خود نزاد
((١٥٠٩)) قسم ديگر با خران ملحق شدند خشم محض و شهوت مطلق شدند
((١٥١٠)) وصف جبريلى در ايشان بود رفت ننگ بود آن خانه و آن وصف زفت
((١٥١١)) مرده گردد شخص چون بىجان شود خر شود چون جان او بىآن شود