تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٩
( بپرهيزيد از فراست مؤمن ، زيرا او با نور الهى مى نگرد ) تفسير ابيات چشم شتر تيز بين و نور بار است ، زيرا شتر براى تحصيل نور به خار خوردن تن مى دهد . براى اين كه گلهاى عطر آگين در روح تو شكوفان شود و ديده گانت روشن شود ، بايد تن به خوردن خار بدهى و خار از چشم دلت كنده شود .
روزى استرى به شترى كه در آخور با هم بودند گفت : من در موقع راه رفتن در بلندىها و راه هموار و كوچه و بازار بسيار به روى مى يافتم ، مخصوصاً وقتى كه در كمرهاى كوه مى روم از بالا بپائين سقوط مى كنم ، ولى تو خيلى كم به زمين مى افتى علتش چيست ؟ مگر جان پاكت مزيت و دولت مخصوصى دارد ؟ من بزانو بر روى زمين مى افتم و پوز و زانويم مجروح و خونين مى گردد ، پالان و پوشاكم به سرم مى افتد و هميشه از چاروا دار كتك و زخم مى خورم .
مثل اين استر مثل همان كم عقل است كه هر لحظه با گناهى توبهء خود را مى شكند و به جهت ضعف راى و اراده توبه را مى شكند و سخريهء شيطان مى شود .
اين احمقان مانند اسب لنگى كه بارش سنگين و راه سنگلاخ باشد ، دائماً به زمين مى افتند و به جهت حماقتشان ، زخمهايى از پس پرده كه نتيجهء توبه شكنى است بر سرشان وارد مى شود .
بار ديگر با راى و ارادهء سست توبه مى كند ، باز شيطان بر او مسلط شده و وادار به توبه شكنى مى كند .
با اين همه ضعف و ناتوانى آن چنان كبر مى ورزد كه مردان و اصل به كمال را با ديدهء تحقير آميز مى نگرد .
اى اشتر كه تو مانند انسان با ايمانى ، بروى زمين كم مى افتى و ندرتا پوز بر زمين مى زنى .
تو چه دارى كه چنين بىآفتى بىعثارى و كم اندر رو فتى ؟ شتر در پاسخ استر مى گويد : اگر چه بخشندهء هر سعادتى خدا است ، ولى ميان