تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - ٣ - فهم و وهم و انديشه و ساير پديده هاى روانى ما هم امواج است
عقل پنهان است و ظاهر عالمى صورت ما موج يا از وى نمى هر چه صورت مى وسيلت سازدش آن وسيلت بحر دور اندازدش . . .
صورت از معنى چو شير از بيشه دان يا چو آواز و سخن ز انديشه دان اين سخن و آواز از انديشه خاست تو ندانى بحر انديشه كجاست ليك چون موج سخن ديدى لطيف بحر آن دانى كه باشد هم شريف چون ز دانش موج انديشه بتاخت از سخن و آواز او صورت بساخت از سخن صورت بزاد و باز مرد موج خود را باز اندر بحر برد صورت از بىصورتى آمد برون باز شد كانّا إليه راجعون
بيت شماره ٣ حضور تمام امواج حس و عقل آدميان را در پيشگاه ربوبى گوشزد مى كند .
در بيت شمارهء ٤ تضاد امواج احساسات و عواطف و ساير پديده هاى روانى را مطرح نموده است ، در ابيات ديگرى مثنوى طرق گوناگونى را براى هماهنگ ساختن و بارور نمودن امواج متضاد درونى پيش نهاد مى كند . تعبير امواج در بارهء پديده هاى روانى ، با قطع نظر از مشاهدات فيزيولوژيكى بسيار جالب است ، واقعا موقعى كه در درون خود بتامل مى پردازيم ، به خوبى درمييابيم كه موجودى روانى ما ، مانند قطعات سنگ و چوب خشك نيستند ، اگر چه در موقع تصور عقلانى انعكاسى مانند قطعات خشك و جامد مى نمايند ، ولى اين انعكاس مولود تصوراتى است كه در ذهن آدمى به وسيله ى تجريد صورت مى گيرد ، چنان كه ماشين عكاسى هواپيماى جت را كه با هزار كيلو متر سرعت در فضا حركت مى كند ، ساكن و بىحركت منعكس مى كند .
و شايد به همين جهت است كه روان شناسان دورانهاى متاخر پديده هاى روانى را از مقولهء كميت معمولى بر كنار دانسته و آنها را با كلمهء كيفيت تفسير مى كنند .
بيت شماره ٥ عظمت امواج روانى را كه با امواج طوفانى درياهاى طبيعى قابل