تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - آيا رهبران كوى حقيقت مى توانند هر كسى را به وضعى كه دارد قانع بسازند ؟
((٨٥٣)) مرغ جبرى را زبان جبر گو مرغ پر اشكسته را از صبر گو
آيا رهبران كوى حقيقت مى توانند هر كسى را به وضعى كه دارد قانع بسازند ؟
آن چه كه از ظاهر ابيات جلال الدين بر مى آيد ، اين است كه هر كسى و هر گروهى را در آن وضعى كه قرار گرفته است ، بايد تثبيت نمود . جاى ترديد نيست كه اين مطلب با همين ترتيبى كه از ابيات استنباط مى شود ، بسيار ابهام انگيز و غير قابل قبول به نظر مى رسد ، زيرا با نظر به دو بيت ما قبل بيت مورد نقد و تحليل :
منطق الطير سليمانى بيا بانگ هر مرغى كه آيد مى سرا چون به مرغانت فرستادست حق لحن هر مرغى بدادستت سبق
روشن مى شود كه جلال الدين وظيفهء رهبران را تقدير و تثبيت هر كس و هر گروه در موقعيت و وضع مخصوصش مى داند نتيجه ى اين مطلب باز داشتن انسانها از تكاپو براى به دست آوردن وضع بهتر مى باشد .
توضيحى كه در اين مورد به نظر مى رسد و مى تواند اعتراض فوق را تا حدودى مرتفع بسازد بدين قرار است : كه اى سليمان هر جاندارى و هر انسانى در هر موقعيتى كه قرار گرفته است ، زبان او و چشم او و ساير حواسش در استخدام همان موقعيت است ، او هستى خود را و بايستگىها و شايستگيهايش را از همان وضع و موقعيت در مى يابد ، لذا تو مجبورى با در نظر گرفتن موقعيت مخصوصى كه جاندار يا انسانى را در خود فرو برده است ، انجام وظيفه نمايى ، مثلًا كسى را كه در جبر و لوازم آن فرو رفته است نمى توان بدون تحليل و تحقيق در وضع و اصطلاحات و وسايل و نتايج عقيدهء مزبور در روان شخص جبرى ، مورد راهنمايى قرار داد . ولى اين تاويل در همه ابيات مربوطه صحيح به نظر نميرسد ، براى دقت بيشتر در مطلب جلال الدين يك به يك مصرعها را مورد مطالعه قرار مى دهيم :