تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٠ - تفسير ابيات
اين همان آرزوى خنده آور است كه بدون استثناء در همهء شرايط و دورانها نه تنها با شكست روبه رو شده است ، بلكه باعث درماندگى اين آرزومندان خلاف مشيت الهى بوده است .
اين شكست خوردگان ميان زندگى گاهى دشنام به زمين و آسمان مى دهند گاه ديگر براى خود هيولاى زشتى از افلاك مى سازند و به فحش و ناسزا به آن هيولاى خيالى مى پردازند ، اگر چند كلمه از اصطلاحات تقليدى را فرا گرفته باشند به فيلسوفى مى پردازند و مشغول افترا به خدا و بهتان به موجوديت مى گردند اينان در دعاوى خود اولين كارى را كه انجام مى دهند ، عقل خود را سنگسار و گرد خاك به ديده گان بسيار نافذ وجدانشان مى پاشند ، ولى مگر با اين كارها مى توان واقعيت و عقل و وجدان را ناديده گرفت ؟ به همين جهت است كه خود آگاه يا ناخود آگاه در سيه چال حيرت و بىهودگى وجودشان سر نگون مى شوند ، در صورتى كه با يك اقدام مى توانند از آن همه رنج غير قانونى روانى نجات پيدا كنند ، اين اقدام بسته به تلاش و تحمل رنج در اين زندگانى است و بس .
تفسير ابيات هيچ نقاشى ديده نشده است كه بدون اميد به سود بخشى نقشى كه به وجود مى آورد ، دست بكار شود ، اگر چه سود آن نقش در اشباع حس زيبا دوستى ديگران بوده باشد ، حد اقل براى شادى كودكان و يا دوستان است كه نقشى را ايجاد مى كند و دوستان از دست رفته را در آن نقش مى نماياند . هيچ كوزه گرى بدون هدف گيرى براى ظرفيت آب كوزهاى را نمى سازد و كاسه گر هم بدون هدف گيرى به وجود آوردن ظرفى براى طعام ، اقدام به تلاش نمى كند .
هيچ خطاطى خط را براى نقش حروف و كلمات نمى نويسد ، بلكه مى خواهد به وسيلهء آن خط مقصود خود را برساند ، اگر چه مقصودش نشان دادن دانايى و توانايى