تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - تفسير ابيات
بدين سان در اين دنيا هر كس باندازهء بينايى و نظرى كه دارا است ، ديده گانش پوشيده ها و آينده ها و خيرات و شرور را خواهد ديد . زيرا سدهايى كه به صورت پرده هاى پيشين و پسين در مقابل حقايق ايجاد شده است ، از مقابل ديده گانش برداشته مى شود .
او نظر به عقب بر مى گرداند ، موجودات و رويدادها را تا آغاز وجود مى بيند وقتى كه نظر به آينده بياندازد پايان هستى را مى بيند .
او با نگريستن به سر گذشت وجود ، موضوعات مربوط به مباحث فرشتگان يا موجودات زمينى با خدا در بارهء خليفه نمودن آدم ابو البشر را در مى يابد .
وقتى كه آينده را چشم انداز خود قرار مى دهد هر چه را كه تا رستاخيز بوقوع خواهد پيوست درك مى كند . بنا بر اين صاحب نظران ديده ور بعقب و سر گذشت هستى مى نگرند و اصول و مبادى اولى را مى بينند ، به پيش مى نگرند همه چيز را تا روز فصل ( تفكيك حق از باطل كه روز رستاخيز است ) در مى يابند .
هر كسى باندازهء روشنايى كه در دل دارد غيوب پشت پرده را به همان اندازه درك مى كند . اگر تو بگويى كه خود آن صفا هم از عنايت الهى است و توفيق صيقلى بودن روح را خدا بايد عطا فرمايد بايد گفت : آن همه كوشش و دعا بقدر همت است زيرا - « ليس للانسان الا ما سعى » .
بنا بر اين اگر بخشندهء همت خدا است و بس ، زيرا هيچ خس و خاشاكى نمى تواند همت والاى انسانى را به دست بياورد ، ولى اين را هم بايد بدانيد كه خداوند جل شانه به هيچ كس اختصاص معينى نداده و از اراده و اختيار هيچ كس هم جلوگيرى نمى كند ، بلكه تفاوت از آن جا ناشى مى شود كه خداوند براى بخشيدن توفيق رنجها و ناملايماتى را به انسانها پيش مى آورد ، كسى كه كارى جز لذت پرستى ندارد ، از پذيرش آن رنجها و ناملايمات به جهت كفران نعمت فرار مى كند ، ولى آدم نيك بخت و آمادهء تكامل آن رنجها را با آغوش باز استقبال مى كند .