تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - يك مادهء خاكى و اين همه انواع گوناگون از مواد و پديده ها ؟
((١٠٢٦)) عارفان رو ترش چون خار پشت عيش پنهان كرده در خار درشت
((١٠٢٧)) باغ پنهان كرده گل و ان خار فاش كاى عدوّ ورد زين در دور باش
((١٠٢٨)) خار پشتا خار حارس كرده اى سر چو صوفى در گريبان برده اى
((١٠٢٩)) تا كسى در چار دانگ عيش تو كم شود زين گل رخان خار خو
((١٠٣٠)) طفل تو گر چه كه كودك خو بُدست هر دو عالم خود طفيل او بُدست
((١٠٣١)) ما جهانى را بدو زنده كنم چرخ را در خدمتش بنده كنيم
((١٠٠٢)) عشقها داريم با اين خاك ما انكه افتاده است در قعدهء رضا . . .
((١٠٠٦)) اين فضيلت خاك را ز ان رو دهيم ز انكه نعمت پيش بىبرگان نهيم
يك مادهء خاكى و اين همه انواع گوناگون از مواد و پديده ها ؟
ما مى توانيم به وسيلهء دانشها و وسايل گوناگون عوامل و شرايط مواد و صور و عناصر گوناگون را در كرهء خاكى زمين تفسير و توجيه كنيم ، مى توانيم بگوييم اين ميوه محصول آن درخت است ، آن بخار محصول حرارتى است كه به آب وارد شده است ، رنگ فلان گل معلول آن عوامل معين است . . . همهء اين تفسيرها و تحليلها از نظر دانش و آزمايشات مربوطه صحيح و بجا است ولى بالاخره راز نهايى اين همه تنوع در مواد و پديده ها از قلمرو علم بيرون خواهد ماند .
اگر به ياد داشته باشيم دويد هيوم فيلسوف انگليسى موقعى كه به پرسش از اختصاص معلولات به علل خود مى رسد اظهار ناتوانى مى كند و كوچكترين پاسخ قانع كنندهاى براى آن سؤال نمى يابد .
يعنى در مقابل اين سؤال كه چرا از نطفهء موش بايد موش توليد شود ، هيچ جواب قانع كنندهاى در دسترس نداريم .