تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٩ - تفسير ابيات
تشبيه يكم - فعاليت و روشنايى عقل نظرى جزئى را به درخشيدن نور برق تشبيه مى كند كه به ابر امر مى كند كه به گريد ، يعنى باران ببارد و در بارهء ما اين تشبيه چنين تطبيق مى شود كه عقل جزئى نظرى به انسان هشدار مى دهد كه اين زندگانى لغو و بىهوده نيست و هدف بسيار عظيمى را در دنبال دارد و بىاعتنايى به هدف يابى در اين دنيا موجب گريستن خواهد بود ، زيرا هستى وابسته به هدف والاى جهان هستى با آن بىاعتنايى در معرض سقوط و نابودى است .
تشبيه دوم - عقل نظرى را به عقل كودك تشبيه مى كند كه تنها او را برفتن به مكتب تحريك مى كند و نمى تواند حقايق را به كودك بياموزد و اين همان مطلب است كه به طور اختصار بيان نموديم .
تفسير ابيات خرد واقعى مستند به حق است ، نه آن عقل جزئى كه در افسانه ها به ستارهء عطارد تكيه مى كند . عقل معمولى مى تواند پيش بينى كند ، اما تا لب گور ، در صورتى كه انسان صاحب دل آينده را تا نفخ صور درك مى كند .
اين عقل و اين گام را كه قدرت ورود به عرصهء شگفتىها ندارد ، رها كن و ديده گان غيب بين پيدا كن . مانند موسى كليم الله به يد بيضايى نيازمند هستى كه از گريبان بر آورى تا استاد و شاگرد و مكتب را مورد سخريه قرار بدهد .
اين نظر بازى و عقل بارگىها جز سرگيجه نتيجهاى نخواهد داد ، دست از آنها بر دار و منتظر فعاليت دل باش .
به سخن گفتن زياد علاقه مند مباشيد و سخن را وسيلهء بزرگى خود قرار ندهيد . براى كسى كه در انتظار باز شدن روزنهاى از حقايق بسر مى برد ، گوش فرا دادن بهتر از سخن پردازى است .
اشتياق به حيازت منصب تعليم و استادى نوعى از شهوت پرستى است و پرستش شهوات از هر نوع كه بوده باشد ، نحوى از بت پرستى است .