تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٦ - اين كالبد مادى را چنان تلقى كن كه دكانى را با چاره گرفتهاى و اين دكان دو معدن با ارزش دارد كه مى توانى از آن دو بهره ور شوى ، مبادا در اين محل اجارهاى كه خواه نخواه مدتش بسر خواهد رسيد زندگانيت را با پينه دوزى سپرى كنى
قوانين و مجارى ضرورى طبيعت و محيط و وراثت بوده است كه موجوديت او را ساخته و منشا بزرگ نمايى و چشمگيرى آنان گشته است . در صورتى كه يك آدم پست نما در محدودترين دايرهء زندگى با مربوط ساختن يك مزيت بسيار ناچيز به شخصيت خويش ، وارد منطقهء ارزش شده و مى تواند ادعا كند كه من كارى را انجام دادهام .
((٢٥٤٨)) خانهء اجرت گرفتى و كرى نيست ملك توبه بيعى يا شرى
((٢٥٤٩)) اين كرى را مدت او تا اجل تا در اين مدت كنى در وى عمل
((٢٥٥٠)) پاره دوزى مى كنى اندر دكان زير اين دكان تو پنهان دو كان
اين كالبد مادى را چنان تلقى كن كه دكانى را با چاره گرفتهاى و اين دكان دو معدن با ارزش دارد كه مى توانى از آن دو بهره ور شوى ، مبادا در اين محل اجارهاى كه خواه نخواه مدتش بسر خواهد رسيد زندگانيت را با پينه دوزى سپرى كنى كالبد آدمى عبارت است از مقدارى از عناصر تشكيل يافته كه چند روزى ميان كار انسانى بوده و مى تواند بوسيله نيروهاى نهفته در آن از دو قلمرو خود و جهان خارجى به اصطلاح جلال الدين دو معدن استخراج كند - معدن يكم نيروها و مزاياى عالم طبيعت و معدن دوم كمال و اعتلايى كه در درون او به وديعت نهاده شده است . (١) مسلم است كه دير يا زود و به تدريج اين كارگاه اجارهاى از دست انسان خارج مى شود ، اين كارگاه براى انسانها به طور مختلف مطرح مى شود : - گروهى هستند كه تنها به جا به جا كردن و زير و رو نمودن اجزاء كارگاه مشغول بوده و به اصطلاح با خود اين كارگاه در كشاكشند ، صبح تا شام تلاش و تقلاى آنان براى آن است كه خوب بخورند و بياشامند و خوب بپوشند و طبيعت با آن بزرگى نازشان را
(١) ممكن است مقصود از دو معدن ، مزاياى صفات و ذات يا اسرار جسمانى و روحانى يا علم و عمل هم بوده باشد . .