تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٢ - چرا بعضى از گوشها در مقابل فرياد ١٧١ بياييد بكمال خود برسيد ١٨٧ كر است ؟
مردم از على بن ابى طالب مى رمند ، ولى با معاويه انس و الفت مى گيرند ، دليلش روشن است ، زيرا - على بن ابى طالب نورى در جان دارد كه مردم مبتلا به ضعف باصره را خيره و ناراحت مى كند .
اين تضاد را افلاطون با نظريهء معروف خود كه مى گفت فرمانروايى حق حكما است ، با مشاهدات خود مى ديده است . ولى چنان كه گفتيم : بر طرف شدن اين تضاد به اين آسانىها نيست ، زيرا در فرض افلاطون اين نقص وجود دارد كه به نظر نمى آورد كه پيش تاز بودن حكمت و حكما در جوامع موقعى مى تواند جامه ى عمل بپوشد كه مردم به مرتبهاى از رشد برسند كه از نيروى حساس اختيار بتوانند در حد اعلاى انسانى بهره بردارى كنند .
اين پديدهء اختيار به اصطلاح مردم همهء كاسه و كوزه هايى را كه مكاتب فلسفى و اجتماعى مى سازند و مى پزند و بر روى سفرهء فرهنگ بشرى مى چينند مى شكند و در هم مى ريزد .
اين صاحبان مكاتب و به طور عموم انديشمندان بشرى اولًا بايستى تكليف اين پديدهء اختيار را صاف كنند كه مانند مردى كه شناسنامه و گذرنامه اش گم شده و هيچ كشور و بندر دريايى حاضر نيست كه آن را به خود راه بدهد ، در اقيانوس انديشه هاى بشرى سر گردان مى گردد .
((٢٠١٣)) گوش بعضى زين تعالواها كر است هر ستورى را صطبل ديگر است
((٢٠١٤)) منهزم گردند بعضى زين ندا هست هر اسبى طويلهء او جدا
چرا بعضى از گوشها در مقابل فرياد « بياييد بكمال خود برسيد » كر است ؟
اين كه جلال الدين مى گويد : « گوش بعضى زين تعالواها كر است » يك مطلب