تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٧ - تفسير ابيات
تفسير ابيات پيامبر اكرم به آن اعتراض كنندهء ظاهر پرست فرمود : تو با توجه بجوانى او گمان مبر كه بىهنر است . چه بسا ريش سياه نو جوانى در انسانى ديده مى شود كه باطنش پير با عقل و تدبير است و بالعكس بسا ريش سفيد ديده مى شود كه دلش از تيرگى مانند قير سياه است . من -
عقل او را آزمودم بارها كرد پيرى آن جوان در كارها
اى اعتراض كننده ، اين كه شنيدهاى براى انجام كارها كهنسالى مطلوب است . كهنسالى سنى نيست ، بلكه مقصود عقول ورزيده است ، نه موهاى سفيد در ريش و سر . مگر نمى بينى كه زبان حال اكثر كهنسالان دنيا اين است كه -
بود از موى سفيد اميد بيدارى مرا بالش پر گشت آن هم بهر خواب غفلتم
آيا پيرتر از شيطان كسى را سراغ دارى اين شيطان بدان جهت كه عقل خود را بكار نيانداخت ، هيچ است . وقتى كه طفلى صاحب كمال باشد ، در هنر و محصولات عالى روان پير جهان ديده است . آن طفل مانند حضرت عيسى در عين كودكى از غرور و هوس پاك و مبراست ، مگر نمى دانى -
خلق اطفالند جز مرد خدا چيست بالغ جز رهيده از هوا
سفيدى مو براى كسى دليل پختگى و ورزيدگى است كه ديده گانش از مشاهدهء حقايق بسته است .
مثل اينان مثل همان مقلد بىنوا است كه همواره دو دستى به دليل مى چسبد و از علامت مى خواهد راه به دست بياورد ، علامت و دليل نشان دهندهء قرار دادى يا ساختهء مصنوعى است كه براى نشان دادن راه است ، نه خود راه . ما ( پيامبر ) براى حسن تدبير و ورزيدگى عقلانى بود كه پيران را سفارش كردهايم ، پس مقصود پير عقل بود ، نه محل تراكم سالها . تو چرا ميان آزمايش كننده و آزمايش شده تفاوت