تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - اگر به جنگ و پيكارى كه ميان درون و برون است با ديدهء ساده ننگريد خواهيد ديد كه كمال هستىها بدون اين جنگ و پيكار امكان پذير نيست
موجودات را در حال جريان گاهى در موقعيت درون و گاه ديگر در موقعيت برون نشان مى دهد .
احتمال دوم - همان مباحث گرديدن است كه در توضيح مقايسه فلسفهء هگل با انديشه هاى جلال الدين بررسى نموديم با اين بيان كه هر شيء از درون خود داراى عامل تحول از كون به فساد يا از فساد به كون است و عوامل و شرايط خارجى زمينه را براى كار عامل درونى آماده مى سازند و چون عامل درونى مساوى و هم سنخ عوامل و شرايط خارجى نيست . لذا ، تكاپو و پيكار ميان عامل درونى و شرايط برونى روى مى دهد و در نتيجه سنتزها و محصولات مناسب عامل درونى به وجود مى آيد . ما در همان مباحث اين جهان بينى را مورد بحث قرار دادهايم مراجعه شود . نكتهاى كه در اينجا بايد منظور شود ، اين است كه جلال الدين در ابيات مربوطه مورد تحليل درون شيء را در منطقه ى ارزش قرار داده ، نمودهاى ظاهرى را بىارزش معرفى مى كند ، بدين جهت است كه مى توان گفت : جلال الدين در اين مورد كارى با جهان بينى مجرد ندارد بلكه مى خواهد گرديدنها را در منطقهء ارزش مورد بررسى قرار بدهد و اين ديدگاه براى موجودات انسانى چنان كه گفتيم شايسته تر از ساير موجودات است .
مى گويد :
هر كه با خود بهر حق باشد به جنگ تا شود معنيش خصم بو و رنگ
به نظر مى رسد كه مضمون اين بيت متوجه پيكار انسانها با درون خود مى باشد نه اين كه جريان عموم هستى را مطرح نمايد . و اين يك توجه بسيار عالى است كه جلال الدين دريافته است و خود مفاد آيهء قرآنى است كه مى گويد :
« وَاَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ٢٩ : ٦٩ » ( كسانى كه در راه ما مجاهده مى كنند ، ما آنان را به راههاى خود هدايت خواهيم كرد ) .