تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٧ - تفسير ابيات
نهفته است .
به ديده گان شعله ور انسانها مى نگريم ، درخشش و هيجانش ما را در بهت و شگفتى فرو مى برد ، ولى موقعى كه در درون آن شخص به تفكر مى پردازيم ، مى بينيم وه چه ديده گان بىفروغ و آلوده به خيانتها و ناپاكىها است . اين نظافتهاى بشرى بچه درد مى خورد ، در حالى كه درونش پر از كثافت و لجنهاى گند و متعفن است .
چنان كه پهلو به پهلوى حقوق طبيعى حقوقى هم براى جانهاى آدميان وجود دارد ، پهلو به پهلوى نظافت و آرايشهاى جسمانى ، نظافت و آرايشهاى روحى هم ضرورت دارد .
تفسير ابيات شرع مقدس اسلام در موقع وضو گرفتن براى هر عضوى ذكر معينى را مقرر فرموده است . وقتى كه استنشاق آب مى كنى ، مى گويى : اى پروردگار بىنياز ، بوى بهشتى را نصيبم فرما ، تا همان بوى بهشتى . دليل راه تو بگلستان ابديت باشد . موقعى كه خود را تطهير و استنجا مى كنى ، مى گويى خداوندا ، مرا از پليدىها پاك و منزه فرما . پروردگارا ، توانايى من به اين اندازه بود كه دست ببرم و كثافت را از اعضايم بشويم ، اما موقعى كه مى خواهم شستشويى بجان خود بدهم دستم سست و لرزان مى شود .
اى آن خدايى كه جان مردم ناكس ببركت تو جان شايسته گشته است .
اين دست فضل و احسان تست كه به جانهاى آدميان مى رسد . حد و اندازهء من همين قدر بود كه من لئيم انجام دادم ، اى خداى كريم ، ما فوق حدود اين ناتوان را تو خود پاك و منزه فرما . من از كثافت ظاهرى پوستم را شستم ، تو خود از آلودگى رويدادهاى آلودهء زندگى پاك و نظيفم فرما .