تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٠ - هر چه كه با نردبان من و مايى بالاتر رويم سقوط ما دردناكتر خواهد بود
خود نمايى و خود ستايى بر صاحب خانه قرار بدهد .
٣ - بدان جهت كه دارا بودن قدرتها و مزاياى طبيعى و افتخار بداشتن آنها كشف از سبك مغزى و فريب خوردن روح مباهات كنندهء به آن قدرت و مزايا مى نمايد ، و بدان جهت كه با عشق به آنها محاسبات انسانى منفى مى شود ، همواره بيم آن هست كه دارندهء قدرت و مزايا بدان وسيله بر سر انسان بتازد و شخصيت و موجوديت او را براى بيشتر متورم ساختن خود طبيعىاش تباه بسازد .
٤ - تلازم بزرگ داشت خود با تحقير ديگران - اين مطلب هم كاملًا روشن است كه آدم آگاه و عاقل اگر احتمال يك در هزار بدهد كه انسانهاى ديگرى وجود دارند كه در داشتن قدرت و مزاياى ديگر ، تفوق به او داشته ، يا حد اقل با او مساوى هستند ، در اين صورت او نمى تواند خود خويشتن را به رخ ديگران بكشد ، مگر براى صف آرايى درمقابل آنان كه داراى مزاياى برتر يا مساوى با او مى باشند ، كه اين خود با انواع نيتها و هدف گيرىها از نظر ارزش متفاوت مى باشد ، ولى يك نتيجهء ضرورى كه احتمال فوق در بر دارد ، اين است كه نمى تواند خود خويشتن را به طور مطلق بر نهاده و آن را به رخ ديگران بكشد . لذا مى توان گفت : كسى كه خود خويشتن را بر طبق مى نهد و به پيرامون آن طواف مى كند و آن را به عنوان موجود برتر بديگران نشان مى دهد ، بايد يقين داشته باشد كه كسى ديگرى پيدا نمى شود كه از قدرت و مزيتى كه خود او را متورم ساخته است برخوردار باشد ، و اين يقين نمى تواند جز محصول حماقتهاى بىنهايت بوده باشد .
٥ - ريشهء ما وراى طبيعى اين پديده است . چنان كه در آيات و احاديث معتبر آمده است : عزت و كبريا مخصوص ذات پاك خداوندى بىهمتا است .
اين نكته هم روشن است كه مقصود از عزت و كبرياى الهى آن مفهوم معمولى كه در انسانها بكار برده مى شود ، نيست . بلكه به معناى همان عظمت و جلال مطلق است كه در غير از خداوند امكان پذير نمى باشد .