تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - تفسير ابيات
بود . بلى در دنيا مسجد بسيار ساخته شده است ، ولى هيچ يك آنها را نمى توان مسجد اقصا ناميد .
اين كه مى بينيد هر چه زمانها مى گذرد ، به عز و جلال و شكوه كعبه افزوده مى گردد ، نه از جهت سنگ و گل و آب است كه در آن بكار رفته است ، بلكه ناشى از اخلاص « ابراهيم » و دورى او از حرص و طمع بوده است ، نه كتاب آن مردان الهى از سنخ كتاب ديگران بود و نه مسجدى كه بنيان گذارى مى كردند و نه كسب و خانمانشان ، نه آداب انسانى آنان شبيه به آداب ديگران بود ، نه غضب و خصومت و خواب و قياس و گفتارشان .
هر يك از آن پيامبران را با اختلاف مراتبى كه داشتند ، خداوند صد هزاران حشمت و جلال عطا فرموده است .
براى هر يك از آنان فر و شكوه مخصوص و براى پرندهء جانشان پر و بال معينى بخشيده است . وقتى كه حالات آن سروران الهى را بياد مى آوريم دلهايمان از احساس عظمت مى لرزد و كارهايشان را قبلهء كارهاى خود مى بينيم . محصول مرغ جانشان بيضه هاى زرين و از نيم شب تاريك اين زندگانى روشنايى سحرگاه ابديت را ديدهاند . من در بارهء نيكىهاى پيامبران هر چه بگويم ، كم گفتهام ، اكنون مسجد اقصا را بسازيد كه سليمان بنيان گذارش براى ساختن آن آماده گشته است . اگر از اين ديوان و پريان كسى در امر ساختمان مسجد تمرد كند ، فرشتگان در بندشان خواهند كشيد .
اگر ديوى در كار مسجد كجروى كند ، تازيانهء الهى مانند برق بر سرش مى كوبد . تو هم انسان سالك ، برو مانند سليمان مطيع و تسليم خدا باش كه براى ساختن ايوان درونيت ، تمام قواى وجودى تو دست بكار شوند و سنگها ببرند و در ساختمان بگذارند .
وسوسه هاى شيطانى را از خود دور كن تا جن و پرى فرمانبرت باشند . تو هم مانند سليمان انگشترى اعجاز آميز در درون خود دارى كه دل ناميده مى شود ،