تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - تفسير ابيات
صفت آنان بود كه چشمشان را كور و گوششان را كر نموده بود .
كورى نابينايان باعث نمى شود كه از رحمت خداوند دور باشند ، زيرا معذورند اما براى كسانى كه در لجن حرص و طمع غوطه ورند چه عذرى وجود دارد ؟ اگر چار ميخى كه انسان را گرفتار كرده است مستند به خود مولاى حقيقى باشد ، بدون ترديد دور از رحمت عام او نخواهد بود ، بلكه چار ميخ حسادت است كه قابل عفو و مغفرت نخواهد بود .
اى ماهى نادان ، اخر و لو يك بار هم كه شده است به تورى كه سر راهت گسترده شده است توجهى كن ، تو بد گلويى دارى كه ديده گان آخر بينت را بسته است . هشيار باش -
با دو ديده اول و آخر ببين هين مباش اعور چو ابليس لعين
اعور كيست ؟ اعور كسى است كه تنها زمان حالش را مى بيند و بس و مانند چار پايان از پايان كار و باز گشت و دريافت نتيجه غافل است . ديهء كور شدن دو چشم گاو ، يك چشم است ، چرا ؟ زيرا ديده گان گاو با مقايسه با چشمان تو نصف ارزش دارد . و اگر يك چشم آدمى زاد را كور كنى نصف قيمت آدم به عنوان ديه بايد پرداخت شود ، زيرا - چشم آدمى به تنهايى بدون احتياج به كمك كار ديد اول و آخر را انجام مى دهد . اما چشم خر چون اول بين بوده و از ديدن آخر ناتوان است لذا با وجود داشتن دو چشم حكم اعور را دارد .