تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - ٦ - موج صلح و موج جنگ و موج عفو و لطف
دو بيت شماره ٢ و ٣ هم مى تواند مفسر تموجات جان آدمى باشد ، يعنى تجدد مستمر حيات و نو نو شدن دنيا و روح همان تموج جان آدمى است ، كه گاهى برداشت انسان از هستى خزان است و گاه ديگر بهار ، گاه ديو صفت است و گاه ديگر فرشته خو .
٦ - موج صلح و موج جنگ و موج عفو و لطف
موجهاى صلح برهم مى زنند كينه ها از سينه ها بر مى كنند موجهاى جنگ بر شكل دگر مهرها را مى كند زير و زبر [١] موج مى زد در دلش عفو گنه كه ز هر دل تا دل آمد روزنه [٢] معجزاتش بىشمار و بىعدد موج بخشايش مدد اندر مدد (
دفتر سوم ص ١٦٠ ب ٣٦ )
يك زمانى موج لطفش بال توست آتش قهرش دمى حمال توست (
دفتر چهارم ص ٢٢٥ ب ١٥ )
كه بياييد اى عزيزان زود زود كه بر آمد موجها از بحر جود سوى ساحل مى فشاند بىخطر جوش موجش هر زمانى صد گهر (
دفتر چهارم ص ٢٢٧ ب ٦٤ و ٦٥ ) به كار بردن موج براى صلح و جنگ و عفو و انتقام فوق العادهء عالى است ، زيرا چنان كه در بحث صلح و جنگ ملاحظه كردهايم نه صلح عبارت است از به كار نبردن سلاحهاى جنگى و نه جنگ عبارت است از هجوم و رزم آرايى و گلاويز شدن ، بلكه دو پديده مزبور از شئون روانى انسانها است كه بدون به وجود آمدن آنها در درون ، آثار خارجى اصل و ريشهاى ندارد .
چه بسا انسانها كه امواج صلح و صفا در درون آنها سر مى كشد ، ولى در ظاهر
[١] دفتر اول ص ٥٢ بيت ٣٣ و ٣٤ . .
[٢] دفتر سوم ص ٢٠٨ بيت ١٤ . .