تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٤ - حمله بردن اين جهانيان بر آن جهانيان و تاخت بردن تا سينور دژ و نسل كه سرحد غيب است و غفلت ايشان از كمين كه چون غازى به غزا نرود كافر تاختن آورد
محبت و دوستى و داد از كمترين ميل شروع مى شود و در اتحاد دو جان پايان مى پذيرد ، بالعكس كينه و خصومت از كمترين احساس نفرت آغاز و با نابود كردن يكديگر ختم مى شود .
تمايل دو روح به يك ديگر مقتضى آن است كه خيرات و لطف و ساير آثار محبت از يكى بديگرى سرازير شود .
نفرت دو روح از يكديگر مقتضى آن است كه زهر و خشونت و ساير آثار نفرت را به يك ديگر پرتاب كنند .
اگر محبت و كينه به وسيلهء خود طرفين يا به وسيلهء شخص ثالث توجيه و مهار نشود و عوامل جاريه ناگهان يا به طور تدريج تشديد آنها را مساعدت كند ، محبت و كينه تا بىنهايت ادامه و شدت پيدا خواهد كرد .
گاهى رويدادهايى هم پيش مى آيد كه در دو پديدهء مزبور تغييراتى وارد مى سازد مثلًا آن دو را با سرعت تشديد مى كند يا جلو شدت آنها را مى گيرد .
خلاصه رويدادهاى خارجى در ادامه و چگونگى كينه و محبت اثر قطعى دارد در فرض شدت خصومت ميان دو فرد يا دو قوم كه به طور قطع به تصادم خواهد كشيد ، موفقيت از آن كسى است كه سبقت كرده به پيش گيرى بپردازد و الا به قول جلال الدين :
كافران بر عكس حمله آورند
اين قانون در خصومتها كاملًا صحيح است . نهايت امر اين كه تشخيص رسيدن خصومت به سر حد اقدام و تاخت و تاز كارى است كه به دقت فراوانى در شواهد و قراين نيازمند است . و اين تشخيص پيش از حمله و تاخت و تاز مطابق اصول انسانيت كه در دين مقدس اسلام ، اساسىترين اصول تلقى شده است ، ضرورت و وجوب دارد .
به همين جهت بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در غزوات و جهاد كه اقدام مى فرمودند تا آخرين حد ممكن در بارهء تشخيص مزبور مى كوشيدند . زيرا دستور الهى چنين بود كه :