تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٧ - اين كالبد مادى را چنان تلقى كن كه دكانى را با چاره گرفتهاى و اين دكان دو معدن با ارزش دارد كه مى توانى از آن دو بهره ور شوى ، مبادا در اين محل اجارهاى كه خواه نخواه مدتش بسر خواهد رسيد زندگانيت را با پينه دوزى سپرى كنى
بكشد و آفتاب هم هدف هستى خود را در آن قرار بدهد كه او به تنظيم و تقويت و ايجاد دگرگونى در كارگاه اجاره ايش بپردازد .
اما هدف و محصول اين كارگاه چيست و امكانات او از اين كارگاه چيست و چقدر است ؟ كارى با آن ندارند .
گروهى ديگر تنها به تزيين و آرايش و چراغانى كردن دائمى اين كارگاه مشغولند ، همه بدانند كه او دكان خيلى زيبايى دارد ، آن قدر صيقلى است كه هر كس در آن نگاه كند لذت مى برد و چشمانش خيره مى شود .
پس دكان اين شخص هم فقط براى اشباع حس زيبا دوستى انسانها به وجود آمده است گروه سوم - در اين كارگاه سترگ كه مى تواند محصولى نتيجه بدهد كه جهانى را بسازد و انسانها را در راه سنگلاخ پيش رفت به ايده آلشان برساند ، مشغول پينه دوزى است كهنه پاره هاى پس ماندهء انسانها را وصله مى كند ، آن چه را كه قوانين جاريه در طبيعت و انسان پوچش كرده است ، حيات مصنوعى مى بخشد ، كارش تقليد و ادا بازى ديگران است .
خودش و دكانش و كارگاهش همه و همه از كهنه ها و پژمرده هاى غير قابل تجديد و التيام آكنده است . پينه دوزى در اين كارگاه علتى دارد و آن اين است كه او بلند نگر نيست همواره ديده گانش را به پايين دوخته است و بجاى آن كه لحظه به لحظه تازه هايى از دنيا كشف كند و از تازه هاى دنيا بهره بردارى نمايد ، در مواد خاكستر شدهء پديده ها غوطه ور است .
تعبير اجاره در بارهء اين دكان يا كارگاه فوق العادهء ارزنده است ، زيرا مفهوم اجاره اشاره باين معنا دارد كه كالبد بدن و آن قسمت از اجزاء و روابط طبيعت كه در اختيار او قرار گرفته است ، مفت و بلا عوض نيست ، بلكه بايد بهاى بهره بردارى از آن را بپردازد . اين آيهء شريفه :
ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم .