تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - تفسير ابيات
اين احتمال از آن جهت صحيح به نظر مى رسد كه در شناخت زيبايىها دانشمندان اين علم مى گويند : ريشهء اساسى زيبا نمودار شدن نمودهاى خارجى مربوط به درون خود انسانها است و به همين جهت كه انسانهايى كه در شرايط مختلف زندگى مى كنند و محيطها و تربيتهاى گوناگون ، واحدها و جريانات مخصوصى را در درون آنان متبلور ساخته است ، زيبايىها و مناظر را به طور مختلف درك مى كنند .
اين همان اصل است كه جلال الدين در دفتر سوم در داستان دقوقى چنين بيان كرده بود -
عكس شير و انگبين عكس دل است هر خوشى را آن خوش از دل حاصل است پس بود دل جوهر و عالم عرض سايهء دل كى بود دل را غرض ؟
و درهمين ابيات هم مى گويد : -
اين غرور آن است يعنى اين خيال هست از عكس دل و جان رجال
احتمال دوم - همان مسئلهء معروف « جهان ساختهء درك من است » مى باشد كه انواعى از مكتبهاى ايده آليستى از آن دفاع مى كنند -
باده در جوشش گداى جوش ماست چرخ در گردش اسير هوش ماست اين زمين و آسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى
و ما در مجلدات گذشته مباحث مشروحى در بارهء اين مكتب وارد نمودهايم .
تفسير ابيات يك مرد الهى براى انبساط روحى در باغى نشسته و روى بر زانو نهاده كاملًا در خود فرو رفته بود ، فضولى آن جا نشسته بود و از وضع آن مرد الهى كه گويى بخواب رفته بود ملول گشته و گفت : چه خوابيدهاى برخيز اين درختان انگور و آثار سبز و با طراوت را تماشا كن ، دستور الهى را بجاى آور كه مى فرمايد : بنگريد به آثار رحمت الهى .
آن مرد عارف در پاسخش مى گويد : آثار رحمت خداوند در دل است ، آن چه