تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - تفسير ابيات
تفسير ابيات آموختن علم و فن به مردم بد گوهر مانند تيغى است كه به دست راه زن نهاده مى شود ، آرى -
تيغ دادن در كف زنگى مست به كه آيد علم ناكس را به دست
همچنين دانش و مال و منصب و جاه و مقام در دست بد گوهران موجب فتنه و فساد است . جنگ و جهاد كه براى مؤمنين واجب شده است ، حكمتى بس متعالى دارد كه مى خواهد شمشير و نيزه را از دست ديوانگان بگيرد جان آن كفار تبه كار مجنون و كالبد مادى و هوى و هوسشان مانند شمشير است ، برو آن شمشير را از دست آنان بگير . آن خرابى و نابودىها كه منصب در دست مردم نادان براه مى اندازد ، صدها پهلوان خونخوار از انجام دادن آن ناتوانند .
اگر مى بينيد كه عيوب و ويرانگرى مردم نادان بروز و ظهورى ندارد ، بدانيد كه آلت و وسيلهاى به دست نياورده است ، اگر سلاح به دست نادان بيفتد مار زهرآگين نفسشان از درونشان در آمده رو بصحرا مى گذارد . بدين سان موقعى كه جاهل بر حكم و حكومت قانونى مسلط شود ، تمام صحراها پر از مار و كژدم مى شود .
هنگامى كه قلم حكومت به دست حيله گران مى افتد منصور حلاج بر سر دار مى رود . [١] اگر مال و منصب را ناكسى به دست بياورد ، در حقيقت خود در جستجوى رسوايى خويش بر آمده است . اگر بخواهد مالى را در راه خدا بدهد ، يا بخل مى ورزد و يا پشيزى عطا مى كند كه موجب رسوايى است . اگر هم بخواهد واقعا سخايى ابراز كند چون نادان و ناكس است ، مال را در غير مورد شايسته مى بخشد .
[١] در مجلدات گذشته شرح مبسوطى در بارهء حسين بن منصور حلاج آورده و ديديم كه وضع اين شخص حتى از نظر اكثر مشايخ و عرفا غير قابل قبول بوده است و فتواى قتل او از مردان معروف به فضل و فضيلت صادر شده است . مراجعه شود . . .