تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - آيه
((١٤٧٤)) بر سر كوريش كورىها نهم او شكر پندارد و زهرش دهم
((١٤٧٥)) عقلها از نور من افروختند مكرها از مكر من آموختند
((١٤٧٦)) چيست خود آلاچق آن تركمان پيش پاى نره پيلان جهان
((١٤٧٧)) آن چراغ او به پيش صرصرم خود چه باشد اى مهين پيغمبرم
((١٤٧٨)) خيز در دم تو به صور سهمناك تا هزاران مرده بر رويد ز خاك
((١٤٧٩)) چون تو اسرافيل وقتى راست خيز رستخيزى ساز پيش از رستخيز
((١٤٨٠)) هر كه گويد كو قيامت اى صنم ؟
خويش بنما كه قيامت تك منم
((١٤٨١)) درنگر اى سائل محنت زده زين قيامت صد جهان قائم شده
((١٤٨٢)) ور نباشد اهل اين ذكر و قنوت پس جواب الاحمق اى سلطان سكوت
((١٤٨٣)) ز آسمان حق سكوت آيد جواب چون بود جانا دعا نامستجاب
((١٤٨٤)) اى دريغا وقت خرمن گاه شد ليك روز از بخت ما بىگاه شد
((١٤٨٥)) وقت ننگ است و فضاى اين كلام ننگ مى آيد بر او عمر دوام
((١٤٨٦)) نيزه بازى اندرين كوهاى ننگ نيزه بازان را همى آرد به ننگ
((١٤٨٧)) وقت ننگ و خاطر و فهم عوام تنگتر صد ره ز وقت است اى غلام
((١٤٨٨)) چون جواب احمق آمد خامشى اين درازى در سخن چون مى كشى
((١٤٨٩)) حق ز بحر رحمت و موج كرم مى دهد هر شوره را باران ز يم
آيه « يا أَيُّهَا اَلْمُزَّمِّلُ . قُمِ اَللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا . نِصْفَه أَوِ اُنْقُصْ مِنْه قَلِيلًا . أَوْ زِدْ عَلَيْه وَرَتِّلِ اَلْقُرْءانَ تَرْتِيلًا ٧٣ : ١ - ٤ . » (١) ( اى پيچيده در لباسش . براى نماز شب ، برخيز مگر اندكى از شب را . ( اختيار با تست ) نيمى از شب يا مقدارى كمتر از نصف يا بيشتر از آن را شب بيدارى كن و قرآن را تلاوت نما ) .
(١) سوره المزمل ، آيهء ١ تا ٤ . .