تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٩ - دلايل حدوث عالم هستى به طور اختصار
هيچ حس و ادراك انسانى در جهان عينى با بىنهايت سر و كار ندارد ، بلكه هيچ حس و مغز ادمى نمى تواند يك شىء مشخص را دو موجود عين هم در ذهن منعكس نمايد ، پس به اصطلاح معروف اين پديده بعد سازى و عدد ريزى و مثال و شبيه سازى مربوط به بازيگرى مغز ما در زمينه تماس با واقعيات عينى است .
اگر مغز آدمى با مشاهدهء حركت بتواند يك دقيقه كشش زمان را در خود به وجود بياورد ، مى تواند همان كشش را به مقدار سال و قرن و بعد زمانى بىنهايت امتداد بدهد ، با اين كه منشا انتزاع زمان ، حركت به مقدار يك دقيقه بوده است ، ما انسانها با مقدار معينى از اجزاء جهان هستى تماس برقرار مى كنيم ، ولى قدرت عدد سازى مغزى ما در هر لحظهاى مى تواند اعداد را بىنهايت تصور نمايد .
از اين استدلال به يك نتيجهء مهم مى رسيم و آن اين است كه ما در موضوع حدوث و قدم جهان بايستى با عينك تماشاگرى جهان را مورد مطالعه قرار بدهيم نه با وسيلهء بازيگرى مغز . زيرا چنان كه ديديم مغز آدمى هست را نيست و نيست را هست نمود و از محدود نامحدود و از متناهى بىنهايت مى سازد .
بنا بر اين عدم تصور آغاز و انجام براى جهان كشف از قدم و بىنهايت بودن آن نمى كند ، بلكه كشش دادن زمان تا بىنهايت و گستردن بعد و امتداد ماده و حركت تا بىنهايت از مايه گذارى مغزى خود ما سرچشمه مى گيرد .
دلايل حدوث عالم هستى به طور اختصار متفكرين و جهان بينان براى اثبات حدوث عالم دلايلى گفتهاند كه بعضى از آنها سست و ضعيف و بعضى ديگر قوى و قابل استناد است . ما دو دليل قابل استناد را در اينجا متذكر مى شويم : - دليل يكم - يك نگرش فلسفى در بارهء جهان است يعنى حركت و تحول را مورد توجه قرار مى دهد كه در همهء اجزاء جهان هستى حكمفرما است ، اين حركت عبور شىء را در فضا از سه حالت اثبات مى كند ، دو حالت منفى و يك حالت مثبت .