تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٨ - قدرت بعد و عدد سازى مغز را با واقعيت جهان عينى اشتباه نكنيم
زمانى كه بر جهان هستى مى گذارد ، آن قدر ناچيز است كه شايستهء گفتگو نيست و نه دليل منطقى و عقلانى .
بنا بر اين نظريه دوم و سوم كه مى گويد : ما آغاز و انجام جهان را درك و تصور نمى كنيم ، در حقيقت يك نظريه مى باشد كه در دو قالب مختلف « درك نمى كنيم » و « نيست » ارائه شده است .
اين اختلاط ميان « نمى بينم » و يا « حس نمى كنم » و « نيست » و « وجود ندارد » اگر واقعيت داشت و از ادعا كنندهء قرون و اعصار گذشته شنيده مى شد ، تا كنون حتى قدمى در برداشتن پرده از روى رموز و اسرار جهان طبيعت برداشته نمى شد ، زيرا بديهى است كه در هر دورهاى از دورانهاى بشريت ، معلومات و حقايقى كه در دورهء بعدى كشف و روشن مى شود قابل مشاهده و حس و ديدن نيست .
قدرت بعد و عدد سازى مغز را با واقعيت جهان عينى اشتباه نكنيم يكى از خصايص بسيار مهم مغز آدمى اين است كه براى ديدنيها و شنيدنيها و چشيدنيها و لمس كردنيهاى خود شبيه و مثل مى سازد و تا بىنهايت مى تواند همان اشباه و امثال را بسازد ، مثلًا يك جلد كتاب مى بيند ، مى تواند مثل آن را نيز تصور كند يا بسازد ، مثل آن كتاب را نه صد و نه هزاران بلكه اگر بخواهد ميلياردها و تا بىنهايت مثل آن كتاب مشخص را تصور نمايد يا بسازد ، همچنين مى تواند خط يك مترى را تا بىنهايت كشش بدهد و از عدد ١ و ٣ به طور مرتب ميلياردها ، بلكه تا بىنهايت عدد سازى نمايد .
با اين كه از نظر منطقى و عقلانى برهانى ، هيچ موجودى مشخص در جهان هستى از نظر عينيت قابل تكرار نيست و هيچ بعدى و عددى بدون افزايش و يا كاهش عينى از هويت خود تغيير پيدا نمى كند و قابل تكرار نمى باشد .
بنا بر اين آن احساس آزادى كه مغز در ساختن امثال و اشباه تا بىنهايت دارا مى باشد ، از اختصاصات مغزى ما بوده و نمى تواند از واقعيت عينى ما را مطلع بسازد .