تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٠ - تفسير ابيات
جاودانى نمى خواهند .
آن شيطان در خلال ديده بانى از چپ و راست مى نگرد ، در هر كس كه كمالى ببيند ، بدرد قولنج مبتلا مى شود ، زيرا هر بد بختى كه در اين دنيا خرمنش سوخته و خاكستر شده ، نمى تواند شمع بر افروخته ديگران را ببيند . برو بجاى آن كه فروغ شمع ديگران ترا در اندوه و غم غوطه ور بسازد ، تو هم كمالى به دست آور و از خدا بخواه كه از درد خانمان سوز حسد نجاتت بدهد ، و از مقتضيات اين جسد ناهشيار برهاند .
خداوند براى نجات دادن تو ، مناظرى در درونت به وجود مى آورد و ترا بتماشاى آنها مشغول مى دارد ، تا به بيرون از خويشتن نپردازى كه با ديدن خوبىها در ديگران حسادت بورزى . خداوند شراب را بدان جهت آفريده كه مست توسط آن از انديشه در بارهء دو عالم رها شود بنا بر اين تفسير روحانى در اين فرض موردى ندارد .
در مادهء حشيش خاصيت بىخودى ايجاد مى كند كه انسان بتواند لحظاتى از خودى خودش رها شود . حكمت خوابيدن هم بر كندن انديشه از دو عالم است .
خداوند مجنون و مجنون صفتان را در راه عشق به پوست و ظاهر زيباى يك انسان چنان سر مست مى كند كه دشمن را از دوست نشناسند .
خداوند متعال صدها هزار از اين باده هاى مست كننده دارد كه بر ادراكات و مشاعر تو مسلط مى سازد .
براى نفس حيوانى آدميان مى هاى شقاوت انگيز تعبيه شده است كه آن موجود پليد را از جادهء كمال منحرف مى سازد و همچنين براى عقل مى هاى سعادت انگيز آفريده است كه انسان را بمنزلگه جاودانى رهنمون مى شوند .
خيمه مينا رنگ اين گردون بسيار بلند هم سر مستىها دارد كه راه خود را با آن سر مستىها پيش مى گيرد . اما اى دل نازنين ، بهر گونه مستى مغرور مباش ، زيرا -