تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - تفسير ابيات
در بيان حديث : « جز يا مؤمن فان نورك أطفأ نارى » از زبان دوزخ
روايت
در بيان حديث : « جز يا مؤمن فان نورك أطفأ نارى » از زبان دوزخ
((٢٧٠٩)) ز ان كه دوزخ گويد اى مؤمن تو زود بر گذر كه نورت آتش را ربود
((٢٧١٠)) بگذر اى مؤمن كه نورت مى كشد آتشم را چون كه دامن مى كشد
((٢٧١١)) مى رمد آن دوزخى از نور هم ز ان كه طبع دوزخستش اى صنم
((٢٧١٢)) دوزخ از مؤمن گريزد آن چنان كه گريزد مؤمن از دوزخ به جان
((٢٧١٣)) ز ان كه جنس نار نبود نور او ضدّ نار آمد حقيقت نور جو
((٢٧١٤)) در حديث آمد كه مؤمن در دعا چون امان خواهد ز دوزخ از خدا
((٢٧١٥)) دوزخ از وى هم امان جويد به جان كه خدايا دور دارم از فلان
((٢٧١٦)) جاذبهء جنسيّت است اكنون ببين كه تو جنس كيستى از كفر و دين ؟
((٢٧١٧)) گر به هامان مايلى هامانيى ور به موسى مايلى سبحانئى
((٢٧١٨)) ور به هر دو مايلى انگيخته نفس و عقلى هر دوان آميخته
((٢٧١٩)) هر دو در جنگند هان و هان بكوش تا شود غالب معانى بر نقوش
((٢٧٢٠)) در جهان جنگ شادى اين بس است كه ببينى بر عدو هر دم شكست جهد كن تا خصمت اشكسته شود گر چه فرعون دنى اين نشنود اين حديث آمد دراز اى ناگزير باز گو اضلال فرعون و مشير
روايت « تقول النار للمؤمن جز يا مؤمن فقد أطفأ نورك لهبى » (١) ( آتش به مؤمن مى گويد : از من گذر كن و برو ، زيرا نور تو شعلهء مرا خاموش كرد . )
(١) جامع الصغير سيوطى ، ج ١ ، ص ٤٥٥ . نقل از طبرانى و حلية الأولياء ، ابو نعيم اصفهانى از يعلى بن منبه سيوطى پس از نقل اين روايات مى گويد : ضعيف و سندش مقطوع است ( بريده است ) . .